برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۲۴۶

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ هم‌سنجی شده‌است.
۲۳۶

همان سوانح تاریخی است که بعدها بمرور در ایران اتفاق افتاد. بجرأت میتوان گفت روسها بهانه بودند و بیشتر این صدمات که در این اوقات بایران وارد آمده همه را بجرم روس دوستی بایران وارد آوردند. عنوان هم این بود که دولت ایران با روسها نزدیک شده و دوستی صمیمانه و یگانگی بین ایران و روس برقرار میباشد.

تمام فتنه‌های مختلفی که بمرور در ایران برپا شده است، گرچه بنظر چنین میآید که دلیل و جهتی نداشته و خودبخود برپا میشود،‌ ولی اگر محقق بی‌طرف و بی‌غرضی با نظر دقت بتمام آنها نگاه کند ملاحظه خواهد نمود که این فتنه‌های پی‌در‌پی و مرتب، بطور واضح و آشکار بدست طراح قابل و زبردستی طرح‌ریزی شده. یعنی همه این فتنه و آشوبها علیه نفوذ ایران و اقتدار ایران بوده و بر ضد مذهب سکنه آن و برای ضعیف ساختن و از بین بردن مرکز ثقلی که در هنگام لزوم و مواقع معین ممکن است پناهگاه عمومی واقع شود.

فتنه اسماعیلیه یزد، فتنه تراکمه، فتنه امراء خراسان، فتنه افغانستان، فتنه اوزبک، فتنه باب و امثال آن هیچ یک از آنها یک واقعه ساده نبوده است.

از اواسط قرن هجدهم میلادی که دول جهانگیر اروپا بفکر استیلا بر ممالک شرقی افتادند، در هر یک از این ممالک با دو قوه خیلی محکم و قوی مصادف شدند یکی قوه حکومت، آن دیگری که بمراتب قوی‌تر از اولی بود نفوذ روحانیت بوده. مذهب در تمام این ممالک عامل بسیار مؤثری بشمار میرفت که ساکت نمودن و مغلوب کردن آن با قوای خارجی کار آسانی نبود، چنانکه تا امروز هم با حملات خارجی در هیچیک از این ممالک آسیائی هرگز مغلوب نشده و از بین نرفته است جز اینکه بواسطه ایجاد نفاق داخلی در میان پیروان همان مذهب تولید اختلاف نموده آنها را بجان هم انداخته‌اند، در نتیجه قوای مذهبی دیگر عامل مؤثری بشمار نمیرود.

روح ملل شرقی با مذهب سرشته است. هر ملت شرقی در دین خود ثابت و پیوسته نسبت بدان فداکار است، ولی نسبت بحکومت چنین نیست بدین معنی که هر حکومتی طرفداران محدود و معینی دارد که هرگاه آن حکومت در مقابل