برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۲۴

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ هم‌سنجی شده‌است.
۱۴

بمبئی همراه داشته و یک کاغذ هم از حکومت بمبئی برای پادشاه ایران حامل بوده و مضمون این کاغذ مهدی علی را مختار قرار داده بود که هر طور صلاح بداند و هر قراردادی را که بخواهد با دولت ایران به‌بندد میتواند ببندد ولی مینویسد اگر چشم وزرای ایران باین اعتبارنامه افتاده بود یقین حاصل میکرد که حکومت هندوستان مایل است مساعدت دولت ایرانرا در باب جلوگیری از افغانها خریداری نماید. مهدی علیخان همینکه موافقت شاه را حس کرد و ملتفت شد که شاه ایران بدون کمک مالی انگلیس حاضر است بافغانستان حمله کند از ارائه دادن کاغذ اعتبارنامه‌اش خودداری نمود و کاغذ دیگری بجای آن پیش خود تهیه نموده باین مضمون که او از جانب هندوستان انگلیس بدربار شاهنشاه ایران اعزام شده است که: اولا در مرگ پادشاه سابق عموی او تسلیت بدهد و بعد به پادشاه فعلی که جانشین او میباشد تهنیت بگوید.

مأموریت مهدی‌علی‌خان بموفقیت او خاتمه یافت. مظفر و منصور در حالتی که از انجام مأموریت خود نهایت رضایت را داشت بهندوستان مراجعت کرد و فرمانی هم از شاه ایران تحصیل نمود که هر جا فرانسویها بخواهند بخاک ایران قدم بگذارند آنها را گرفتار کرده و توقیف و حبس نماید.[۱]

زمان‌شاه در پشت دروازه‌های هندوستان بود که خبر لشکرکشی فتحعلی‌شاه بطرف افغانستان باو رسید و تا مراجعت نمود قندهار بدست محمودشاه افتاده بود و بعد در جنگی که بین زمان شاه و محمود شاه افغان بکمک قشون ایران اتفاق افتاد زمان‌شاه شکست خورد و خود زمان‌شاه و کسان او بدست قشون فاتح گرفتار شدند. وفادارخان وزیر او بدست محمودشاه کشته شد و خود زمان‌شاه هم از دو چشم نابینا گردید. حکومت هندوستان که مدتها از خوف و وحشت آنان راحتی نداشت اینک با کور شدن او و افتادن سلطنت افغانستان بدست محمود شاه آسوده و راحت شدند.

این بود اوضاع افغانستان در سال ۱۲۱۵ هجری «مطابق با ۱۸۰۰ میلادی»


  1. کتاب واتسون موسوم بتاریخ قاجاریه (صفحه ۱۲۳-۱۲۴)