برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۲۳۵

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ هم‌سنجی شده‌است.
۲۲۵

دلسوز پیدا شدند ولی نه کوشش و نه فداکاری آنها هیچ یک در بر انداختن ریشه این تخم فتنه و فساد مؤثر نگشت.

تعجب در این است، از وقتیکه ایران بدایره سیاست اروپایی کشیده شد ملت و دولت آن دیگر روی خوشی و راحتی ندیده همیشه و مدام برای ایران گرفتاریهائی تهیه میشد. این گرفتاریها گاهی خارجی و اغلب داخلی بودند ولی غالباً مثل این بود که یک طراح ماهر آنها را با مهارت تام و تمامی طرح‌ریزی نموده است.

حوادث ناگواری برای ایران دنبال یکدیگر پیش میآمد که اولیای امور را سخت گرفتار مینمود و قوای مادی و معنوی ایران را بمرور تحلیل میبرد، گویا مقصود هم همین بوده است.

یکی از مورخین موظف دولت انگلیس که مکرر در این صفحات بکتاب او اشاره شده است در این تاریخ مینویسد:

«دربار ایران دیگر از این ببعد (یعنی سال ۱۸۱۵ میلادی) محل توقف وزراء مختار دولتین روس و انگلیس گردید و پیدا بود مملکت ایران نیز در عداد دول متمدن بشمار میرود و بعد از این ناچار است در اغلب مسائل عمومی رفتار خود را موافق ترتیبات ملل متمدن قرار بدهد نتیجه آنی که از توقف وزراء مختار خارجی در دربار شاه حاصل میشود. همانا ازدیاد استحکام بنیان سلطنت شهریار ایران است و این کمک بزرگی بدوام پادشاهی شاه خواهد نمود و بشکوه و جلال دربار شاهنشاهی بالطبع خواهد افزود و رونق بی‌اندازه بآن خواهد داد. این قبیل جلال و شکوه را بهیچ قیمتی نمیتوان بدست آورد، ولو اینکه شاهشاه ایران تمام خزینه خود را برای بدست آوردن آن مصرف کند.

اما از طرف دیگر یک دولت نیم متمدن را نمیتوان در آن واحد مجبور نمود که همهٔ آداب و رسومی را که نتیجه زحمات و تجربه‌های ادوار متمادی تمدن است بدقت اخذ نموده و تمام آنها را رعایت کند.

بارها چنین مصلحت دیده شد و لازم هم بود که وزراء شاهنشاه ایران را بقطع