برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۱۹۷

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۱۸۷

متقاعد نخواهند نمود، پس مجبور شده بنای تهدید را گذاشتم.

شاه بمن اظهار نمود: – از بیانات شما معلوم میشود که برای صلح نیامده‌اید بلکه برای جنگ مهیا میباشید، و اظهار کرد که من بهیچ وجه از این تهدیدات شما وحشت ندارم و خطاب بمن نموده گفت: – منتهی کاری که میتوانی بکنی اینست که دربار مرا ترک کنی و معاهده را بر هم زنی و اقدام تو بیهچ وجه برای ما اهمیتی نخواهد داشت.

من به پادشاه توضیح دادم قبل از اینکه معاهده بر هم بخورد میبایست شاه تمام خسارت‌های دولت انگلیس را بدهد و تمام مخارجیکه دولت انگلیس در این باب نموده است شاه باید کارسازی دارد. تنها باطل نمودن معاهده از یک طرف که خود آن طرف خطاکار است باعث رضایت طرف دیگر که قدرت احقاق حق خود را داراست نخواهد بود.

شاه از من سئوال نمود بچه جهت صدراعظم ایران باید اول از وزیرمختار انگلیس دیدن کند؟ ... در صورتیکه این عمل باعث توهین نسبت بصدراعظم است و صدراعظم دولت عثمانی هرگز ببازدید وزیر مختار شما نمیرود.

شاه بعضی عبارات توهین‌آمیز دیگر نیز در این باب علاوه نموده و گفت خشونت‌های دیگر هم نسبت بملل اروپائی از طرف ترکها اعمال میشود.

من در جواب گفتم یک نوع رسوم و عاداتی در دربار دولت عثمانی وجود دارد ولی تمام آنها مورد تنفر ملل اروپا است و نسبت بآنها عموماً اعتراضات شده است و حل این مسائل موکول به موافقت نمایندگان تمام دول ذیعلاقه گردیده است.

چنانکه من مطلع میباشم در هنگام آمدن من از لندن این مسئله مورد مطالعه وزرای اعلیحضرت پادشاه انگلستان بود و بدون تردید این رسوم بزودی تغییر خواهد کرد. با تمام این احوال من نخواهم گذاشت عادات و رسومی که در دربار دولت عثمانی جاری است در دربار اعلیحضرت شهریار ایران نیز آنها مقیاس قرار داده شود. هم‌چنین نمیتوانم قبول کنم که دولت ایران با دولت عثمانی در یک ردیف قرار داده شود.

در این موقع شاه با حالت غضب که آثار آن از صورتش نمایان بود صحبت