برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۱۹۶

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۱۸۶

مختار دولت عثمانی ملاقات نموده است.

احتراماتیکه در آنموقع دولت ایران درباره سر گور اوزلی رعایت مینمود باعث عدم رضایت جلال‌الدین افندی شده و بصدراعظم ایران شکایت نموده اظهار میکند که در دربار عثمانی درباره هیچ یک از نمایندگان دول خارجی چنین احتراماتی معمول نمیشود.

این پیش‌آمد باعث میشود که قدری از احترامات فوق‌العاده‌ای که دولت ایران درباره وزیر مختار انگلیس معمول میداشت کاسته شود و سر گور اوزلی مکدر شده میخواهد قدرت خود را نشان بدهد و اظهار میدارد که باید صدراعظم ایران اول بدیدن او برود، بعد او از صدراعظم بازدید کند.

سر گور اوزلی در این باب در یادداشتهای خود چنین مینویسد:

«میرزا بزرگ گوش شاهرا در این موضوع پر کرده و گفته بود که حق با صدراعظم میباشد و بشاه حالی کرده بود که برای رعایت احترام صدراعظم سر گور اوزلی باید اول بدیدن صدراعظم برود.[۱]

این پیش‌آمد برای من خیلی مهم بود. هر گاه راضی میشدم در آن قضیه تسلیم شود رای من روشن بود که نفوذ من برای ایجاد صلح بین دولتین روس و ایران از بین میرفت، بنابراین اظهار نمودم: - شاه قبلا بمن امر داده منتظر شوم تا بحضور شرفیاب شوم و حال در اثر تلقین مشاورین بداندیش بمن اجازه تشرف نمیدهد و این رویه باعث توهین نسبت بپادشاه من میشود. من نیز چاره ندارم جز آنکه دستگاه خود را جمع نموده بمملکت خود مراجعت نمایم و اینک وقت میدهم تا فردا در این باب توجه شوم که آیا عاقلانه است یا دیوانگی که شاه روابط حسنه خود را با بهترین دولت و مقتدرترین متحد خود قطع کند.

روز بعد بمن اطلاع دادند که شاه اجازه تشرف بحضور داده است. وقتی که بحضور شاه رسیدم شاه مدتی خودستائی کرد. من نیز جوابهای ساخته و محکم ولی ملایم حاضر داشتم. همینکه صحبت قدری طول کشید فهمیدم که این جواب شاهرا

  1. یادداشت‌های سر گور اوزلی (صفحه ۸۹)