برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۱۸۱

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۱۷۱

اشخاص فوق‌العاده لازم دارد که در آنموقع چنین اشخاصی در ایران وجود نداشت. نه میرزا شفیع، نه امین‌الدوله، نه آصف‌الدوله نه میرزا ابوالحسن‌خان شیرازی هیچیک مرد میدان سیاست آن روز نبودند. اگر حاجی میرزا ابراهیم‌خان اعتمادالدوله را بدسایس و حیل که نتیجه تحریکات خارجی بود از بین نمیبردند ایران گرفتار این مصائب نمیشد.

وزیر مختار انگلیس تا اوایل ماه می ۱۸۱۳ در طهران اقامت داشت. بعد بطرف همدان حرکت نمود و مدتی در آن نواحی مشغول سیاحت و کسب اطلاعات بود.

موریر گوید:

«در اوایل ماه جون ۱۸۱۳ از گرجستان بعضی اخبار رسید که وزیر مختار ناچار بود فوری با شاهنشاه ایران ملاقات کند. بنابراین در ۱۶ جون از همدان حرکت نموده در ۳۱ همان ماه در سلطانیه باردوی شاه رسیدیم. از طرف دولت عثمانی هم سفیر فوق‌العاده‌ای مأمور دربار ایران بود که ما اور را در همان ملاقات نمودیم ولی او قبل از ما باردوی پادشاه رسیده بود و چادر او را پهلوی چادر صدراعظم زده بودند که ایجاد روابط بی ما و او خیلی مشکل بود و ایرانی‌ها هم مواظب بودند از ملاقات ما مطلع شوند چونکه سعی و جدیت مینمودیم بین ایران و عثمانی نیز صلح برقرار گردد. در همان حال قرار اینطور شد که شاه باردوی خود به اوجان برود و وزیر مختار انگلیس هم عازم تبریز باشد. چونکه از آنجا بهتر میتوانست با گرجستان مراوده داشته باشد. در ۹ جولای ما به تبریز رسیدیم. شاه هم با اردوی خود در ۲۲ جولای وارد اوجان شد.»

سال ۱۸۱۳ سالی است که با جدیت انگلیسها تمام دولت اروپا بر علیه ناپلئون متحد شده‌اند و قوای مادی و معنوی ناپلئون نیز در اثر جنگهای روسیه و اسپانویل رو بضعف گذاشته و انگلیسها نه تنها در اروپا بلکه در سایر نقاط هم میکوشند صلح برقرار گردد و سعی دارند حتی روسها و عثمانی‌ها اختلاف خودشان را کنار بگذارند. مقصود عمده این است که روسها با فراغت خیال بتوانند در مقابل ناپلئون صف‌آرائی کنند. این است که در ایران نیز انگلیسها میکوشیدند بین روس، عثمانی و ایران