برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۱۷

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ هم‌سنجی شده‌است.
۷

دیوان اعلی خواهد گردید.

هر گاه یکی از تجار ایرانی بکمپانی انگلیس حقاً مدیون شد شیخ محل یا حاکم او را مجبور خواهد نمود قرض خود را تأدیه کنید. در صورتیکه حاکم یا شیخ نتواند وصول نمایند کمپانی انگلیس خود مجاز خواهد بود بطریقیکه صلاح میداند طلب خود را از مدیون وصول کند.

در تمام نقاط ایران کمپانی انگلیس میتواند متاع خود را بهر کس که صلاح میداند بفروش رساند و در هیچ نقطه حاکم یا شیخ حق ندارد از متاع وارده یا صادره آنها جلوگیری نماید.

وقتیکه یک کشتی انگلیسی وارد یکی از بنادر خلیج فارس میشود هیچ یک از تجار مجاز نیستند محرمانه با آنها معامله کنند مگر با اطلاع و رضایت نماینده کمپانی انگلیس.

هر گاه یکی از کشتی‌های انگلیسی در سواحل خلیج فارس بخاک نشیند یا شکسته گردد حاکم محل و یا شیخ آنجا حق ندارد از اموال آن برای خود سهمی قائل شود بلکه بعملجات آن کشتی کمک خواهند نمود و آنچه که در قوه دارند مساعدت میکنند شاید بتوان آن کشتی را نجات داد اگر نتوان همه را خلاص نمود اقلا قسمتی از آن کشتی یا متاع آن را که ممکن بشود نجات خواهند داد.

کمپانی انگلیس و آن اشخاصیکه در حمایت آنها هستند در هر نقطه از نقاط ایران در بجا آوردن مراسم مذهبی خود آزاد هستند و کسی حق ندارد متعرض آنها شود.

هر گاه سرباز یا ملاح و یا غلامان انگلیسها در هر قسمتی از ایران فراری شوند بآنها پناه نباید داده شود و یا اینکه آنها را بفرار تشویق کنند بلکه میبایست با نیت خوب آنها را بانگلیسی‌ها تسلیم کنند. البته این قبیل اشخاص را برای دفعه اول و ثانی تنبیه نخواهند نمود.

در هر محلی که انگلیس‌ها دارای تجارت‌خانه شوند مترجمین و سایر نوکرهای