برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۱۶۷

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۱۵۷

از اینکه گرجستان برای ایران چه اهمیتی دارد؟... در جواب ریش خود را گرفته و جوابی داد که واقعاً منطق و اخلاق شرقی آسیائی را نشان میداد: «گفت این ریش زیادی است ولی در صورت انسان یک نوع حسن بشمار میرود.»

طولی نکشید که مراسله گوردون از تفلیس به وزیر مختار انگلستان رسید. در آن مراسله اظهار میکرد که فرمانده کل قشون گرجستان از طرف دولت متبوع خود دارای اختیارات تامه است و خود ژنرال نیز حاضر است با عباس میرزا در حدود سرحدات ملاقات نماید و خواهش نموده بود فوری متارکه جنگ برقرار گردد و بقشونهای خود نیز دستور داده است که بخاک ایران تجاوز ننمایند و حاضر هستند برای شرایط صلح داخل مذاکره شوند.

اردوی عباس‌میرزا در هشت فرسخی تبریز در سر راه مرند و نخجوان اطراق کرده بود و لازم بود فوری مضمون این مراسله باطلاع عباس میرزا برسد. موریر معروف مأمور رساندن این مراسله شد و با دو نفر همراه و بلد عازم اردوی عباس میرزا گردید.

موریر گوید:

«صبح زود از تبریز حرکت نموده در ساعت ۱۰ وارد صوفیان شدم. در آنجا پیاده شدم که قدری استراحت نمایم. در خانه کدخدا فرش گستردند و قدری استراحت نمودم. سپس حرکت نموده نیمساعت بعد وارد اردوی نایب‌السلطنه شدم و در روشنائی ماهتاب چادرهای اردو را بخوبی تشخیص میدادم و یک سکوت کامل در تمام اردو حکمفرما بود. در میان هزاران چادرهای سفید مانند برق عبور میکردیم بدون اینکه کسی از ورود ما مطلع شود و یا اینکه از ما سؤال کنند چه مقصودی داریم. در این میان اتفاقاً بچادر مستر کامبل[۱] جراح عباس میرزا برخوردم و در آنجا پیاده شدم تا صبح در آن محل توقف نمودم. صبح خیلی زود بود که مستر کامبل از طرف شاهزاده احضار شد که برای رفتن بشکار همراه شاهزاده باشد. من در چادر خود صدای های و هوی اردو را خوب میشنیدم که برای رفتن بشکار آماده میشدند. من از چادر خود نگاه

  1. Mr. Campbell