برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۱۵۶

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ هم‌سنجی شده‌است.
۱۴۶

یکی از مواد سری معاهده تیلسیت این بود که مملکت فنلاند که جزء متصرفات دولت سوئد میباشد برای استحکام پطرزبورغ ضمیمه مملکت روسیه گردید. در اوایل سال ۱۸۰۸ روسها بر طبق همان مواد سری برای تصرف فنلاند اقدام نمودند. در فوریه همان سال بدولت سوئد اعلان جنگ داده قشونهای روس بطرف فنلاند بحرکت در آمد و بزودی آن مملکت را بحیطه تصرف در آوردند.

ناپلئون که در قضایای اسپانیول و پرتغال گرفتار شده بود دیگر نمیتوانست آزادانه در امور اروپای شرقی دخالت کند و از آنطرف هم مایل بود اتحاد خود را با امپراطور روس محکم نماید و حتی حاظر بود با آلمانها هم نزدیک شود. این بود که تقاضا کرد بار دیگر با امپراطور روس ملاقات کند و این ملاقات در محل موسوم به ارفورت[۱] دست داد.

در این ملاقات ناپلئون قصد داشت صلح اروپای شرقی را حفظ کند تا بتواند در قسمتهای غربی اروپا مقاصد خود را آزادانه انجام دهد.

اولین موضوعی که پیش آمد این بود که ناپلئون ضمیمه شدن فنلاند را بقلمرو دولت امپراطوری روس تصدیق کند. در مقابل این تصدیق امپراطور روس انتخاب ژوزف بناپارت را بپادشاهی اسپانیول برسمیت بشناسد. هر دو امپراطور تقاضای یکدیگر را تصدیق نمودند و امپراطور روس بوزیر مختار خود که مقیم دربار اسپانیول بود دستور داد روباط سیاسی خود را با ژوزف برادر ناپلئون برقرار کند.

ظاهراً این ملاقات خیلی صمیمانه بود و هر دو امپراطور میکوشیدند که بمردم نشان بدهند بین آنها نهایت درجه دوستی و صمیمیت برقرار است و عملاً هم این یکانگی را نشان میدادند.

مثلا در یک روز که برای صرف ناهار عازم بودند الکساندر ملتفت شد که شمشیر خود را همراه ندارد. ناپلئون فوری شمشیر خود را از کمر باز نموده بالکساندر داد. او نیز با احترام تمام شمشیر را قبول نمود و اظهار کرد با نهایت افتخار این شمشیر را از دست شما بیادگار دوستی و یگانگی قبول می‌نمایم و اطمینان میدهم که هیچوقت

  1. Erfurt.