برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۱۴۷

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
 

هر ساله مبلغ دویست هزار تومان بجهت اخراجات سپاه بسر کار دولت علیه ایران بدهند، مادام که جنگ و جدال با طوائف مزبوره در میان باشد وجوه مزبوره برقرار کارسازی شود. چون وجوه نقد مزبور برای نگاه داشتن قشون است، ایلچی دولت بهیه انگلیس را ملازم است که از رسیدن آن بقشون مستحضر و خاطر جمع بوده و بداند که در خدمات مرجوعه صرف میشود.

فصل سوم – اگر احیاناً طایفه فرنگ را که با دولت علیه ایران نزاع و جدال دارند با دولت بهیه انگلیس مصالحتی اتفاق افتد پادشاه والاجاه انگلستان کمال سعی و دقت را نماید که فیمابین آنطایفه و دولت علیه ایران نیز رفع دشمنی و نزاع شده صلح واقع گردد و اگر این صلح بجا نیفتد، پادشاه ذیجاه انگلستان بطریقی که مرقوم شد از مملکت هند عسکر و سپاه بکمک ایران مأمور کند، یا اینکه دویست هزار تومان مقرره را برای خرج عسکر و غیره کارسازی نماید و این اعانت و امداد مادام که جنگ فیمابین دولت علیه ایران و آن طایفه باشد و رفع جدال نشود و آن طایفه با ایران صلح نمایند و بشروط مرقومه مفصله در این امداد کوتاهی ننماید ادامه خواهد داشت و در صورتیکه صلح بین آنطایفه و دولت بهیه انگلیس اتفاق افتد باز هر وقت دولت علیه ایران خواهند جنگ و جدال با آن طایفه بشود معلم و غیره بجهت تعلیم و تعلم سپاه ایران خواهند، اولیای دولت انگلیس بشرط فراغت وقت بقدر مقدور البته مضایقه نخواهد کرد.

فصل چهارم – چون قرارداد مملکت ایران این است که مواجب قشون ششماه پیش داده میشود، قرارداد تنخواهی که بعوض عساکر از دولت بهیه انگلیس داده شده چنین شد که تنخواه مزبور را ایلچی آندولت بهیه هر چه ممکن شود زودتر و پیشتر مهمسازی نماید.

فصل پنجم – هرگاه طایفه افاغنه را با اولیای دولت بهیه انگلیس نزاع و جدالی باشد اولیای دولت علیه ایران لشکر تعیین نموده، بقسمی که مصلحت دولتین باشد بدولت بهیه انگلیس اعانت و امداد نمایند و وجه اخراجات آنرا از اولیاء دولت بهیه انگلیس بگیرد از قراریکه اولیای دولتین قطع و فصل خواهند کرد.