برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۱۲۶

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۱۱۶

داخل مذاکره گردد بلکه میل دارد بزور قوه نظامی دولت ایران را با سیاست خود همراه نماید. این بود که در این مکتوب قدغن نموده بود سفیر دربار لندن از ایران خارج گردد و مذاکرات خود را با دولت ایران قطع کند. از آنطرف سر هارفورد جونس چون وارد ایران شده و داخل مذاکرات با دولت ایران شده بود دیگر نمیتوانست این روابط را قطع کند اختلاف بین فرمانفرمای هند و سر هارفورد او را تهدید و تحقیر مینمود. او نیز میگفت فرمانفرمای هند حق تحکم بمن ندارد و من از دربار لندن مأمور میباشم و اعتنائی باوامر حکومت هندوستان نداشت.

اما سر هارفورد جونس کار خود را در ایران انجام داد و در نتیجه اقدامات او دولت انگلیس بآرزوی خود رسید. اینک حکومت هندوستان ناچار بود عملیات سفیر لندن را در ایران قبول نماید چونکه عملیات او مطابق میل و آروزی حکومت هندوستان بود. پس معاده سر هارفرود جونس را با دولت ایران قبول نمودند ولی از توهین و تخفیف او دست برنداشتند، چونکه سر هارفرود جونس مقام حکومت هندوستان را در انظار درباریان ایران تنزل داده بود.

در این هنگام دیگر محتاج نبود سر جان ملکم را با قوای بحری بخلیج فارس روانه نمایند بلکه لازم بود که مجدداً نفوذ و احترام حکومت هندوستان در دربار شهریار ایران برقرار گردد. این بود که سر جان ملکم را بار دیگر در لباس صلح و صفا بایران مأمور نمودند که جلال و شوکت و عظمت حکومت هندوستان را برخ ایرانیها بکشد. این دفعه تجملات او بیش از سابق بوده مخصوصاً حکومت هندوستان مایل بود که نماینده هندوستان در مقابل سفیر فوق‌العاده دربار لندن بمراتب عالی‌تر و باشکوه‌تر جلوه کند. ملکم در اوایل سال ۱۸۱۰ وارد بوشهر گردید و از آنجا شروع نموده جلال و شکوه خود را نشان بدهد و چنان موقرانه رفتار می‌نمود و بذل و بخشش‌ها میکرد که ایرانیها تصور می‌نمودند در جوانمردی و سخاوت نظیر ندارد و میخواست علناً نشان بدهد که بذل و بخشش او باید ضرب‌المثل باشد و اثرات آن هرگز از خاطر ایرانیها محو نگردد. همینطور هم شد و داستان تمول و ثروت بی‌پیان حکومت