برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۱۲۰

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۱۱۰

را بلند بلند خواند و منشی نوشت و بمن داد. با اینکه مطلب خیلی خیلی سری بود قریب بیست نفر بلکه بیشتر از موضوع سئوال و جواب و مضمون آن کاغذ آگاه شدند.

نمایندگان فرانسه باصرار و جدیت سفیر فوق‌العاده پادشاه انگلستان از

    ناپلئون شویم از مقصودی که در نظر است دور خواهیم افتاد. اینک در جستجوی عللی بر میآئیم که آن علل باعث شد روابط ناپلئون با روسیه قطع گردد.

    گویا اولین تخم کینه که در بین امپراطورین کاشته شد همانا انتخاب ماریالولیزا دختر امپراطور اطریش بود که ناپلئون بزنی اختیار کرد. چون قبلا ناپلئون خواهر الکساندر را خواستگاری کرده بود و وصلت انجام نگرفت الکساندر این موضوع را یکنوع توهین نسبت به خاندان سلطنتی روسیه تصور نمود. (الیسون صفحه ۲۰۹ جلد ۱۵).

    بعلاوه توسعه قلمرو ناپلئون در اروپا و الحاقات ممالک تازه بامپراطوری فرانسه که روز بروز بقدرت و نفوذ ناپلئون میافزود نیز حس حسادت امپراطور روسیه را تحریک نمود. مثلا در اندک مدتی ایالات فرانسه از ۸۴ منطقه حکومتی به ۱۳۰ منطقه رسید و جمعیت آن از ۳۶ میلیون به ۴۲ میلیون نفوس بالغ شده بود.

    این ترقیات احساسات بسیار بدی در قلب امپراطور روس ایجاد نموده بود و قضیه مزاوجت با دختر امپراطور اطریش نیز مزید بر علت شد و از این تاریخ به بعد الکساندر دنبال بهانه میگشت که با فرانسه قطع روابط نموده خود را از قید سیاسی ناپلئون آزاد کند.

    یکی از علل دیگر که بقطع روابط کمک نمود موضوع لهستان بود: امپراطور روس وحشت داشت که مبادا ناپلئون باحیای سلطنت لهستان اقدام کند. برای جلوگیری از این پیش آمد اقدام نمود با ناپلئون قراردادی مخصوص منعقد کند که پادشاهی و استقلال لهستان تجدید نشود. ناپلئون نیز روی موافقت نشان داد و مایل هم بود که امپراطور روس را از خود راضی نگهدارد چونکه برای ناپلئون در اسپانیول گرفتاری زیاد پیدا شده بود و نمیخواست دشمنان دیگر برای خود تهیه کند. در این موقع تمام دولت مغلوب اروپا از زیابی قدرت و نفوذ ناپلئون در وحشت بودند و بهمین دلیل در سال ۱۸۱۰ عهدنامه‌ای بدستور وزیر امور خارجه روسیه در پطرزبورک تهیه شد و وزیر مختار فرانسه کالن کورت «Calain Court» آنرا امضاء کرد، باین مضمون که سلطنت لهستان هرگز برقرار نخواهد شد و طرفین معاهدتین هر دو با رضایت تمام قبول مینمایند که در آینده در هیچ نقطه از اروپا باسم لهستان محلی وجود نداشته باشد و سکنه هیچ کجا بنام ملت لهستان نامیده نشود و آن قسمت از مملکت و آن عده از سکنه که در سابق باسم لهستان معروف بوده در آتیه این اسم از نوشتجات رسمی و عمومی محو خواهد شد. امپراطور روسیه از این تعهدنامه و قرارداد بسیار مسرور و راضی گردید و مجدداً بمدح و ثنای ناپلئون مشغول شد.