برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۱۱۰

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۱۰۰

در این بین صندلی آوردند و به سفیر اجازه دادند در حضور پادشاه ایران جلوس نماید و این اولین سفیری بود که بچنین افتخاری نایل آمد. بعد شاه رو بسفیر نموده فرمود: برادر من پادشاه انگلستان که شما را بسمت وزیر مختاری فرستاده که در دربار ما مقیم باشید بسیار انتخاب خوبی کرده است و اظهار رضایت و خرسندی نمود. بعد از مسافرت سئوال کرد و سئوالات دیگر که خیلی خودمانی بود نمود. پس از آن اعضاء سفارت یکی یکی معرفی شدند و شاه گفت: –«خوش آمدید» و آنها هم تعظیم کردند و بعد از همان راه و به همان طریق که آمده بودیم مراجعت نمودیم.»[۱]

موریر، جزئیات تمام داستان ورود سفیر انگلیس را که خود یکی از همراهان او بده بیان میکند و از مهمانیهائی که رجال دربار فتحعلی‌شاه از آنها مینمودند و احتراماتی که نسبت بآنها بعمل می‌آوردند یکان یکان را حکایت میکند. از آنجمله میگوید در یک مهمانی مجللی که در خانه میرزا شفیع صدراعظم بود هنگامی که مجلس تمام شد میخواستیم بمنزل خود برویم. صدراعظم ما را مشایعت نمود و برای ثبوت ارادت و صمیمیت خود نسبت بسفیر پادشاه انگشتر برلیان بسیار نفیسی که در انگشت خود داشت بیرون آورد و به سفیر پیش‌کش نمود و خواهش کرد سفیر آنرا برای یادگار از او قبول نماید و این عمل را برای آن کرد که صمیمیت و علاقه خود را نسبت بما نشان بدهد. سفیر نیز خواهش او را قبول نمود.

جان ویلیام کی که تاریخ جنگ‌های افغانستان را نوشته در جلد اول کتاب خود در صفحه ۶۹ راجع بموضوع مذاکرات سر حارفورد جونس با میرزا شفیع نمیتوانست مقصود خود را خوب درک کند و یک ماده صریح و روشن میخواست که بجای آن نوشته شود. در مقابل اصرار سر حارفورد جونس که همین ماده صحیح است صدراعظم اظهار نمود که نمیخواهد گول نماینده دولت انگلیس را بخورد. این حرف به وزیر مختار انگلیس گران آمد و نمیتوانست این توهین را تحمل کند. از جای خود حرکت نموده یک تکانی بصدراعظم داد که بین وزیر مختار و

  1. سفرنامه موریر (صفحه ۱۹۱)