برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۱۰۲

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۹۲

که در دربار طرف توجه میباشد.

مهماندار ما محمد زکی خان در دهم دسامبر ۱۸۰۸ وارد بوشهر گردید و حرکت ما را بروز ۱۷ دسامبر معین نمودند. روز شانزدهم سفیر راپرت‌های خود را توسط کشتی برای حکومت هندوستان روانه نمود و بوسیله کشتی دیگر کاغذهای خود را که باید مستقیماً بلندن بفرستند ارسال داشت. روز ۱۷ سفیر اسب خود را سوار شده از بوشهر حرکت نمودیم. برای اینکه یک شوری هم در مردم بوشهر تولید شود به منجم بوشهر قبلا گفته بودیم ک ساعت نیک را برای ما اختیار کند. منجم ساعت ۱۱ صبح را معین نمود. ما هم در همانساعت حرکت نمودیم.[۱]

همراهان سفیر فوق‌العاده دولت انگلیس در بوشهر مستر شریدیان[۲]، مستر بروس و کاپیتان سدرلند[۳] و کورنت ویلوک[۴] و دکتر جوکس و من (موریر) و دو نفر نوکر از اهل سویس و یک خیاط پرتغالی و شش نفر هندی و عدهٔ نوکرهای ایرانی بودند.

روز ۳۰ ماه دسامبر ورود ما را بشیراز معین نموده بودند. تمام همراهان سفیر همه لباس رسمی خودشان را در بر نمودند. خود سفیر فوق‌العاده در لباس درازی بود که از شال درست میکنند با یقه پوست سمور که فقط در ایران لباس شاهزادگان میباشد. در آن روز سفیر این لباس را پوشیده بود که اهمیت مقام او را در انظار نشان بدهد. در ساعت ده ما از چادرهای خود سوار شدیم. تمام قشون بهترین لباس خودشان را پوشیده بودند. مهماندار ما با مهارت سواران ایرانی را فرمان میداد و جلو راه ما خوب باز و صاف بود.

در دو میلی شهر نجبا و معروفین شهر باستقبال ما آمده بودند و ما به آن‌ها معرفی شدیم.»

موریر ورود بشهر شیراز را مفصلا شرح میدهد که چگونه اعیان و اشراف و تجار و

  1. سفرنامه موریر «صفحه ۶۹»
  2. Mr. Sheridian
  3. Captain Sutherland.
  4. Cornet Willock.