دست بدهد. در عوض برای بالا بردن عایدی و تأمین بهره بیشتری از فعالیتهای کشاورزی بخرده مالکین و کشاورزان، تشکیل واحدهائی بنام «واحد سهامی زراعی» در نظر گرفته شده است، زیرا بخصوص با توجه بتوسعه صنعتی روزافزون کشور و جذب طبیعی تعداد کثیری از جمعیت روستائی بمراکز صنعتی و کارگاهی شهری، پیشبینی امکانات ایجاد واحدهای نسبتاً وسیع زراعی ضروری بنظر میرسد.
درین مورد مالکین و کشاورزان یک واحد سهامی زراعی تشکیل میدهند که در آن در واقع زمین مبدل بسهم میشود، یعنی هرکس بنسبت زمینی که میگذارد سهم میبرد، بعلاوه اینکه برای اضافه تولید و کار بیشتر نیز سهم اضافی به کشاورزان تعلق میگیرد، یعنی وی اضافه بر سهم زمین سهم کار نیز دارد. بدین ترتیب در موقع تقسیم یا وراثت یا احیاناً خرید و فروش، خود زمین دست نمیخورد و واحد زراعی بصورت یک واحد محفوظ میماند و فقط سهام مربوط بدین زمین است که خرید و فروش میشود.
زمینهائی که بدین ترتیب در شرکتهای زراعی جمع میشوند ممکن است یک واحد سیصد یا چهارصد یا پانصد هکتاری تشکیل بدهند که طبعاً یک چنین واحدی میتواند مقتضی همه نوع سرمایهگزاری باشد و با آخرین سیستمهای کشاورزی مکانیزه تجهیز بشود، و بانکهائی که برای همین نوع کارها تأسیس شدهاند و حتی وجوه مخصوصی که که دولت باینکار تخصیص خواهد داد با اطمینان خاطر بکمک این شرکتها خواهند آمد، و نتیجه این خواهد بود که هر فرد کشاورز ایرانی حد اکثر استفاده را چه از زحمت و چه از سرمایه خودش ببرد و دیگر پس از فوت او خانوادهاش دچار عسرت یا