مورد ما عبارت از مذهب اسلام است (زیرا هم مردم و جامعهٔ ما به دین و معتقدات خود صمیمانه پایبند هستند و هم مفهوم واقعی مذهب تحکیمکننده و قوامدهندهٔ نظم روحی و معنوی ما است)، دیگری حفظ آزادیهای فردی و اجتماعی و حتّی تقویت آنها بطوریکه از هر وقت دیگر در تاریخ ما قویتر و بیشتر باشد، زیرا هر قدر هم پیشرفت مادّی درخشان باشد اجتماعی که در آن ایمان مذهبی و اُصول معنوی و آزادیهای فردی و اجتماعی وجود نداشته باشد قابل دوام نیست و تازه در آن لطف و جاذبهای نمیتوان یافت. فکر میکنم اصولاً برخوردار نبودن از لذّات معنوی و روحی خود ابتلاء بزرگی است که برای کمتر جامعهای قابل تحمّل است.
وقتی که پس از مطالعات ممتدّ باین نتیجه رسیدم که چنین انقلاب اجتماعی همهجانبهای برای نجات کشور و ارتقاء آن به صف مترقّیترین ملل و جوامع امروزی جهان امری ضروری است، خوب احساس کردم که وظیفهٔ من درین مُورد چیست. توجّه بحوادث گوناگون گذشته که در آنها هربار بطوری مُعجزهآسا از مهالک گوناگون رهائی یافته بودم، و توجّه بدانکه در مدّت سلطنت خود من مملکتم نیز بکرّات بهمین طریق معجزهآسا از خطر سقوط نجات یافت، مرا متوجّه این حقیقت میکرد که هنوز مأموریّت من در خدمت باین آب و خاک بپایان نرسیده است، و شاید رازی را فاش نکرده باشم اگر بگویم برای خودم مسلم بود که خداوند مایل بود کارهائی بدست من و برای خدمت بملّت ایران انجام