پی ریزی نماید.
با مطالعات کافی در اجتماع ایران، و تشخیص و تعیین نقاط ضعف و احتیاجات و امکانات خودمان، و با مطالعهٔ در مقرّرات و سازمانها و برنامههای اجتماعی دیگران، و با تحلیل و تجزیه مرامهای گوناگونی که سایرین یا عرضه و یا اجرا کرده بودند، و با غور و بررسی آنها و نتیجهگیری از همه آنها، بالاخره بدین نتیجه رسیدم که مملکت ما احتیاج بیک انقلاب عمیق و اساسی دارد که در یک زمان و با یک جهش بتمام تناقصات اجتماعی و همه عواملی که باعث بیعدالتی و ظلم و استثمار میشود و همچنین بتمام جنبههای ارتجاعی که مایهٔ جلوگیری از پیشرفت و ممد عقبافتادگی است خاتمه دهد، و برای ساختن اجتماع جدیدی در جای آن راههائی ارائه نماید که بیشتر و بهتر بدرد خود ما بخورد، یعنی با روحیّات ایرانی و اخلاق ایرانی، با مقتضیات اقلیمی و جُغرافیائی این سرزمین، با مختصّات و سنن روحی و تاریخی این ملّت سازگار و همآهنگ باشد، و در عین حال سریعتر ما را بهدف خود برساند که، طبعاً چنین هدفی نمیتوانست از همگامی با مترقّیترین اجتماعات امروزی جهان کمتر باشد.
در تمام این طرحریزیها و نقشهها، دو عامل میبایست بهرحال برای ما اساسی و مقدّس باشد: یکی اتّکاء باُصول معنویت و اعتقادات مذهبی که طبعاً در