دوره سوم یعنی ده ساله ۱۳۳۲ تا ۱۳۴۱ را میتوان دوران پی ریزی وضع جدید آموزش و تعلیم و تربیت در ایران دانست، درین ده سال، بر اثر امنیت و ثبات سیاسی کشور و با اعتبارات وسیعی که به توسعهٔ آموزش اختصاص داده شد پیشرفت بیسابقهای در امر آموزش و پرورش در مملکت حاصل گردید. در سال آخر این دوره، یعنی در سال انقلاب ششم بهمن، تعداد دبستانها و دبیرستانها و مدارس حرفهای در ایران از ۱۴۰۰۰ و رقم محصلین کشور از دو میلیون نفر تجاوز کرده و شماره دانشجویانی که در مدارس عالیه داخلی کشور بتحصیل اشتغال داشتند به قریب ۲۵۰۰۰ بالغ شده بود. در این دورهٔ ده ساله برای بهبود کیفیت سازمانهای آموزشی و تجهیز مدارس کشور بصورتی که جوابگوی احتیاجات اجتماعی و اقتصادی جدید مملکت باشد، و در زمینه تجهیز مدارس فنی و حرفهای با وسائل مدرن و تربیت متخصصان و کارشناسان کوششهای قابل ملاحظهای صورت گرفت. طی این مدت تعداد دانش آموزان مدارس ابتدائی ۱۳5 درصد و تعداد دانش آموزان دبیرستانها ۲۲۳ درصد افزایش یافت و عده محصلین مدارس حرفهای و فنی بیش از ۱۰۰۰ درصد شد. نسبت کودکانی که به سن تحصیل رسیده و وارد دبستانها شده بودند در شهرها به ۷۴ درصد رسید، ولی متأسفانه هنوز این رقم در مناطق روستائی فقط در حدود ۲۴ درصد بود.
آخرین دوره این ادوار چهارگانه آموزشی دورهای است که از بهمنماه ۱۳۴۱ آغاز میشود. درین دوره بود که انقلاب ایران روی به روستاها آورد و کوشید تا بموازات پیشرفتهای کلی آموزشی کشور آموزش و پرورش را مخصوصاً بمراکز دور افتاده و محروم مملکت راه