پرش به محتوا

برگه:انقلاب سفید - محمدرضاشاه پهلوی.pdf/۱۳۲

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

استرابن مورخ یونانی درباره آموزش و پرورش جوانان هخامنشی می‌نویسد: «جوانان پارسی پیش از طلوع خورشید با بانک شیپور از خواب برمیخیزند، بعد بدور هم گرد میآیند و بدسته‌های پنجاه نفری تقسیم میشوند و هر دسته را بدست سرپرستی میسپارند. وی دسته خود را بمسافت سی یا چهل استاد۱ میدواند، آنگاه درس روز گذشته را از ایشان میپرسد و درسی تازه بدانها میدهد.»

البته نباید ناگفته گذاشت که در آن زمان تعلیم کودکان بمقتضای سازمان اجتماعی ایران و وضع طبقات مختلف نسبت بیکدیگر جنبه عام نداشت و فقط فرزندان طبقات ممتاز را شامل میشد. معهذا این درجهٔ تعلیم بسیار وسیع بود، بطوریکه طبق گفته فردوسی در هر جا که آتشکده و آتشگاهی وجود داشت مدرسه‌ای نیز در کنار آن بود۲.

این تعلیم و تربیت فقط جنبهٔ ابتدائی نداشت بلکه دامنه آن تا سطحی بسیار بالا نیز ادامه مییافت، بطوریکه علاوه بر مدارس عادی در ایران مراکز علمی و فرهنگی بزرگی از قبیل دانشگاه معروف گندی شاپور بوجود آمد که بعداً دانشگاههای بزرگ اسلامی بر اساس آنها پایه‌ریزی گردید.

وقتی که آئین اسلام بمنظور اعتلای بشریت ظهور کرد، ایران یکی از کانونهای درخشان فرهنگ جهان بود، تا بدان حد که حضرت رسول اکرم فرمود: «اگر دانش در آسمان باشد، بازهم مردانی از ایران بدان دست خواهند یافت۳».


۱ -  معادل ۵ تا ۷ کیلومتر

۲ - 

  بهر برزنی در، دبستان بدی
همان جای آتش پرستان بدی  

۳ -  لو کان العلم منوطاً بالثریا، لوجده رجال من الفرس

۱۲۲