اُمور کشور بهطور خودکار و طبیعی جریان خود را طی نماید.
متأسّفانه او موفق بایجاد آن سازمان اداری مستحکمی که در نظر داشت نشد، زیرا در زمان کوتاه زمامداری وی اصولاً فرصت آن نبود که اضافه بر آن کارهای ضروری و فوری که بدست او انجام گرفت کاری صورت پذیرد. وقتی که وی زمام اُمور را بدست گرفت، از امنیّت و آرامش نه تنها در نقاط مختلف مملکت بلکه حتّی در خود پایتخت خبری نبود، و نه فقط تنبیه گردنکشان و دزدان قافله و رؤسای قبایل ملوک الطوابقی و خانها که عدهای از آنها اصولاً ایرانی بودن خود را فراموش کرده بودند و هر کُدام بساز یکی از اجانب میرقصیدند ضرورت داشت، بلکه حتی در خود تهران نیز میبایست برای استقرار قدرت حکومت مرکزی تلاش شود، زیرا این قدرت جز در عرض زور مفهوم واقعی نداشت و از غروب ببعد هر کوی و برزن شهر در اختیار یکی از قلدرانی بود که باصطلاح محلّه خود را قُرَُق میکرد.
علاوه بر استقرار امنیّت کار ایجاد ارتش منظّم، ساختن جادّههای مواصلاتی و راهآهن سرتاسری، بنای مدارس و بیمارستانها، تأسیس کارخانهها، اعزام دانشجو بممالک خارجی، کشف حجاب زنان و متّحدالشکل کردن لباس مردان و بسیار کارهای فوری دیگری از این قبیل، حقیقتاً امکان اقدام بیشتری را در آن مُدّت کوتاه نمیداد