کارگری و مؤسسات صنعتی و نماینده دفتر بینالمللی کار تدوین شده بود بمجلسین ایران تقدیم گردید و در فروردین سال بعد بصورت قانون درآمد.
با تمام اینها هنوز مسئله اصلی و اساسی حل نشده بود، یعنی با همهٔ اقداماتی که بنفع کارگر در نظر گرفته شده بود هنوز کارگر نمیتوانست احساس کند که وجود او و قدرت بازوی او مورد استفاده استثماری نیست، و وی در جائیکه کار میکند فقط جنبه یک ⟨مزدور⟩ ساده را ندارد. این احساس تنها موقعی میتوانست برای او حاصل شود که بداند او در کاری که انجام میدهد سهمی دارد. چنین شر کتی نه فقط از لحاظ مادی برای او مهم بود، بلکه بخصوص ازین نظر اهمیت داشت که وی واقعاً احساس کند که به شخصیت او و بکار و زحمت او احترام گذاشته شده است و میشود.
در همان سال که قانون تازه کار بمجلسین داده شده بود، در یکی از مصاحبههای مطبوعاتی خود گفتم: «همچنانکه رعایا را صاحب زمین میکنیم تا احساس نمایند که از این مملکت مستقیماً سهمی دارند و با چنین احساسی خود را در حفظ این آب و خاک مسئول بدانند، باید در مورد کارگران کشور نیز کاری کنیم که همین حس در آنها نسبت بکارخانهای که در آن کار میکنند ایجاد شود.»
باید گفت که از نظر مصالح اقتصادی مملکت نیز این موضوع برای ما اهمیت داشت، زیرا چنانکه قبلاً گفته شد کشور ما برای ترقی و پیشرفت کامل خویش باید بصورت یک کشور صنعتی درآید، و بنابراین هر قدر کارگر ایرانی بکار خود علاقه بیشتری داشته باشد