اگر صرفاً سوابقاین امر را از نظر علاقه خصوصی رؤسای کارگاهها باجرای آن مورد نظر قرار بدهیم، میتوانیم بگوئیم که در ایران نیز چنین فکری بکلی نامانوس نبوده، منتها همیشه صورتی ساده و ابتدائی داشته و صرفاً مبتنی بر روح خیرخواهی شخصی یا اعتقادات مذهبی کارفرمایان بوده است. مثلاً برخی از کارفرمایان کارگاههای کوچک در اعیاد مذهبی غدیر یا فطر و یا در عید نوروز بصورت دستلاف کمکهای نقدی بکارگران میکردند و یا هنگام ازدواج کارگران خود با تولد فرزندان آنها بدیشان داوطلبانه انعام میدادند. ولی بدیهی است که این نوع کارهای خیرخواهانه و شخصی را نمیتوان یک اقدام مملکتی بنفع طبقه کارگر محسوب داشت.
از لحاظ قوانین مختلف کار برای تأمین حقوق کارگران، باید گفت که چنین قوانینی از مدتی قبل در ایران وجود داشته است. در سال ۱۳۲۳ بدین منظور اداره مستقلی بنام اداره کل کار برای رسیدگی بشکایات کارگران و رفع اختلافات آنها با کارفرمایان تأسیس شد که بعداً توسعه یافت و بصورت وزارت کار و تبلیغات و سپس بصورت وزارت کار درآمد و اکنون تبدیل به وزارت کار و امور اجتماعی شده است شورائی نیز بنام شورای عالی کار و اقتصاد در سال ۱۳۲۳ایجاد شد که نخستین قانون کار را اردیبهشت ماه ۱۳۲۵ توسط آن وضع گردید. از مشخصات این قانون تقلیل ساعات کار روزانه به هشت ساعت در روز یا چهل و هشت ساعت در هفته بود، زیرا تا قبل از تدوین این قانون هیچگونه مقرراتی درین مورد وجود نداشت.