اوستا/اهونودگاه

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو


اوستا , مترجم ابراهیم پورداوود
دفتر ۱:گاهان - سرود۱: اَهونَوَدگاه (یسنه، هات‌های ۳۴-۲۸)


هات ۲۸[ویرایش]

۱ ای مزدا! ای سپند مینو!

اینک در آغاز با دست‌های برآورده، ترا نماز می‌گذارم و خواستار بهروزی و رامشم. [بشود که] با کردارهای «اشه» و با همه‌ی خرد و «منش نیک»، «گوشْوروَن» را خشنود کنم.

۲ ای مزدا اهوره!

با «منش نیک» به تو روی می‌آورم.

پاداش هر دو جهان اَسْتومَند و مینوی را که از «اَشَه» [است] و دینْ‌آگاهان را گشایش و رامش می‌بخشد، به من ارزانی دار.

۳ ای مزدا اهوره!

تو و «اشه» و «منش نیک» را سرودی نوآیین می‌گویم تا «شهریاری مینوی» پایدار و «آرمیتی» در من افزونی گیرد.

هر آنگاه که تو را به یاری خوانم، به سوی من آی و مرا بهروزی و رامش بخش.

۴ من روانم را با منش نیک به فراترین سرای خواهم برد ، چه از پاداشی که «مزدا اهوره» برای کردارها برنهاده است، آگاهم.

تا بدان هنگام که توش و توان دارم، [مردمان را] می‌آموزم ، که خواستار «اشه» باشند.

۵ ای اشه! ( نیکویی)

کی ترا خواهم دید و منش نیک را به فرزانگی در خواهم یافت؟

کی به [سرای] اهوره‌یِ تواناتر از همگان، راه خواهم برد و نیوشای [سخن] مزدا خواهم شد؟

بدین «مَنْثَره»ی مهمتر، با زبان خویش، گمراهان را به برترین راه، رهنمونی خواهم کرد.

۶ ای مزدا اهوره!

با منش نیک و اشه [به سوی ما] آی و به گفتار راست خویش، زرتشت را و همه ما را دهش زندگی دیرپای ارزانی دار.

ما را نیرو[یِ مینوی] و شادمانی بخش تا بر ستیزه و آزار دشمنان چیره شویم.

۷ ای اشه!

آن بخششی را که پاداش منش نیک است، به ما ارزانی دار.

ای آرمیتی! (ایمان)

آرزوی «گشتاسب» و پیروان مرا برآور.

ای مزدا! ستایشگران خویش را نیرو بخش تا «منثره»یِ ترا [به مردمان] بیاموزند.

۸ ای اهوره‌ی با بهترین اشه همکام! ای بهتر از همه!

آرزومندانه خواستارم که «فَرَشوشتَرِ» دلیر و دیگر یارانم را و آنان را که بی‌گمان بدیشان «منش نیک» جاودانه خواهی بخشید، زندگی بهتر ارزانی داری.

۹ ای مزدا اهوره!

با این بخشش، هرگز تو را و «اشه» و منش نیک را نمی‌آزارم و خشمگین نمی‌کنم.

می‌کوشم تا تو را ستایش نیاز آورم، زیرا شما و «شهریاری مینوی» نیرومند، سزاوار ستایش در خور نیایشید.

۱۰ ای مزدا اهوره!

آن فرزانگان روشن‌بینی را که در پیروی از «اشه» و «منش نیک» سزاوار می‌شناسی، به خوبی کامروا کن؛ چه، براستی می‌دانم که ستایش‌های از دل برآمده و نیک‌خواهانه، از سوی شما بی‌پاسخ نمی‌ماند.

با این نیایش‌ها همواره «اشه» و «منش نیک» را نگاهبان خواهم بود.

۱۱ ای مزدا اهوره!

تو با مینویِ خود مرا بیاموز و به زبان خویش بازگوی که آفرینش در آغاز چگونه پدید آمد.

هات ۲۹[ویرایش]

۱ «گوشورون» [روان آفرینش] نزد شما گله گزارد:

- «مرا برای چه آفریدی؟ که مرا ساخت؟ خشم و چپاول و تندخویی و گستاخی و دست‌یازی، مرا یکسره در میان گرفته است.

مرا جز تو پشت و پناه دیگری نیست. اینک رهاننده‌ای شایسته به من بنمای.»

۲ آنگاه آفریدگار جهان از «اشه» پرسید:

- «کدامین کس از سزاوار رَدیِ جهان می‌شناسی تا بتوانیم یاوریِ خویش و تُخشایی به آبادانی جهان را بدو ببخشیم؟

چه کسی را به سالاری جهان خواستاری که هواخواهان «دُروج» و «خشم» را در هم بشکند و از کار باز دارد؟»

۳ «اشه» بدو پاسخ داد:

«[چنین سرداری] به جهان [و مردمان] بیداد نمی‌ورزد. [او] مهربان و بی‌آزار است.

از آنان [کسی را] نمی‌شناسم که بتواند نیکوکاران را برابر تباهکاران نگاهبانی کند.

او [باید] در میان مردمان، نیرومندتر از همه باشد تا هر گاه مرا فرا خواند، به یاریش بشتابم...

۴ ...بی‌گمان «مزدا» بهتر از همه به یاد دارد که در گذشته، دیوان و مردمان [دُرُوَند] چه کردند و آگاه است که در آینده چه خواهند کرد.

«اهوره» تنها دادگستر [در جهان] است. پس آنچه خواست او باشد، همان خواهد شد.

۵ پس براستی [ما] هر دو - من و روان جهان بارور - «اهوره» را با دست‌های برآورده می‌ستاییم و از مزدا خواستار می‌شویم [که] آرزوی ما را چنین برآورد:

هرگز پارسایان و راهبرشان را از دُروَندان، آسیبی [مرساد].»

۶ آنگاه «مزدا اهوره»یِ آگاه که هنجار زندگی از فرزانگی اوست، گفت:

- «آیا [تو] سردار یا رَدی را که سرشار از «اشه» باشد نمی‌شناسی؟ آیا براستی آفریدگار، ترا به راهبری و نگاهبانی [آفرینش] برنگزیده است؟»

۷ اهوره‌ی با «اشه» همکام، این مَنْثَره‌ی فزاینده‌ی بهروزی را بیافرید و «مزدا»یِ وَرجاوند، خود آن را برای بهبود جهان و [کامروایی] درست‌کرداران، بیاموخت:

«ای منش نیک!

کیست آن که از توست و مردمان را براستی یاری خواهد بخشید؟»

۸ - یگانه کسی که من در این جا می‌شناسم که به آموزش ما گوش فرا داده، «زرتشت سپیتمان» است.

تنها او خواهان آن است که سروده‌های ستایش مزدا و اشه را به گوش [مردمان] برساند. هم از این روست که او را گفتاری شیوا و دلپذیر دادیم.

۹ آنگاه «گوشورون» بر خروشید:

«آیا [من] باید به پشتیبانی نارسای مردی ناتوان خرسند باشم و به سخنان او [گوش فرا دهم]؟ براستی مرا آرزوی فرمانروایی توانا بود.

کی فرا خواهد رسید آن زمان که چنین کسی با دستانی نیرومند، مرا یاری دهد؟

۱۰ ای اهوره! ای اشه!

اینان را از نیرو و «شهریاری مینوی» برخوردار کن.

ای منش نیک!

[بدینان] آن [دهشی] را ارزانی دار که خانمان خوب و رامش بخشد.

ای مزدا!

من نیز او را برترین آفریده تو می‌شناسم.»

۱۱ کی «اشه» و «منش نیک» و «شهریاری مینوی» به سوی ما خواهد شتافت؟

من شما [مردمان] را به پذیرش آموزش «مگَه»یِ بزرگ فرا می‌خوانم.

ای مزدا اهوره!

اکنون که ما را یاوری [رسیده است]، ما نیز آماده‌ی یاری رساندن [به کسانی] چون شماییم.

هات ۳۰[ویرایش]

۱ اینک با ستایش «اهوره» و جشنِ «منش نیک»، خواستاران و نویدیافتگان را از آن دو پدیدار بزرگ سخن می‌گویم.

ای نیک‌منشان!

این [سخن] را در پرتو «اشه» و با روشنی و رامش دریابید.

۲ای هوشمندان!

بشنوید با گوش‌ها[یِ خویش] بهترین [سخنان] را و ببینید با منش روشن و هر یک از شما - چه مرد، چه زن - پیش از آنکه رویدادِ بزرگ به کام ما پایان گیرد، از میان دو راه، [یکی را] برای خویشتن برگزینید و این [پیام] را [به دیگران] بیاموزید.

۳ در آغاز، آن دو «مینو»یِ همزاد و در اندیشه و گفتار و کردارْ [یکی] نیک و [دیگری] بد، با یکدیگر سخن گفتند.

از آن دو، نیکْ‌آگاهان راست را برگزیدند، نه دُژْآگاهان.

۴ آنگاه که آن دو «مینو» به هم رسیدند، نخست « زندگی» و «نازندگی» را [بنیاد] نهادند و چنین باشد به پایان هستی:

«بهترین منش، پیروان «اشه» را و «بدترین زندگی»، هواداران «دروج» را خواهد بود.

۵ از آن دو «مینو»، هواخواه «دروج» به بدترین رفتار گروید و «سپندترین مینو» - که آسمان جاودانه را پوشانده است - و آنان که به آزادکامی و درستکاری، «مزدا اهوره» را خشنود می‌کنند، «اشه» را برگزیدند.

۶ دیوگزینان [نیز] از آن دو [«مینو»]، راست را برنگیدند؛ چه، بدان هنگام که پُرسان بودند، فریب بد انسان در ایشان را، یافت که به «بدترین منش» گرویدند.

آنگاه با هم به سوی «خشم» شتافتند تا زندگی مردمان را تباه کنند.

۷ «شهریاری مینُوی» و «منش نیک» و «اشه» بدو فراز آمد و «آرمَیتی»، پیکر [او] را تُخشایی و نستوهی بخشید.

براستی آنان که از آنِ تواند، از آزمون آهن، پیروز بر می‌آیند.

۸ ای مزدا اهوره !

چون کینِ گناهکاران فرا رسد، «شهریاریِ مینُوی» تو در پرتو «منش نیک» آشکار خواهد شد و آنان خواهند آموخت که «دروج» را به دست‌های «اشه» بسپارند.


۹ ای مزدا!

ما [خواستاریم که] از آنِ تو و [در شمار] «اهوراییان» باشیم که هستی را نو می‌کنند.

تو نیز ما را در پرتو «اشه» یاری کن تا هنگامی که خرد ما دستخوش دودلی است، اندیشه‌های ما به هم نزدیک باشد.

۱۰ آنگاه شکست و تباهی بر «دروج» فرو خواهد آمد و آنان که به نیکنامی شناخته شده‌اند، به آرزوهای خویش خواهند رسید و به سرایِ خوشِ «منش نیک» و «مزدا» و «اشه» راه خواهند یافت.


۱۱ ای مردم!

این است آن دو فرمان آموخته‌ی «مزدا» : خوشی و ناخوشی.

رنج و زیانِ دیرپایْ، فریفتگان «دروج» را و رستگاری، رهروان راه «اشه» راست.

بی‌گمان در پرتو این [آموزش] به رستگاری و بهروزی خواهید رسید.