انوری (مقطعات)/دستار خوان بود ز دو گز کم به روستا
ظاهر
| دستار خوان بود ز دو گز کم به روستا | در وی نهند ده کدوی تر نه بس عجب | |||||
| لیکن عجب ز خواجه از آن آیدم همی | کو بر کدوی خشک نهد بیست گز قصب | |||||
| دستار خوان بود ز دو گز کم به روستا | در وی نهند ده کدوی تر نه بس عجب | |||||
| لیکن عجب ز خواجه از آن آیدم همی | کو بر کدوی خشک نهد بیست گز قصب | |||||