انوری (مقطعات)/بفرستم ای امیر به تعجیل شربتی
ظاهر
| بفرستم ای امیر به تعجیل شربتی | زان کز قوام و نفع چو لفظ بدیع اوست | |||||
| شیرین و ترش گشته دو جوهر به هم رفیق | این چون حدیث دشمن و آن چون عتاب دوست | |||||
| آورده زیر کان ز پی فایده برون | رز را یکی ز سینه و نی را یکی ز پوست | |||||