انوری (مقطعات)/ای ز دست تجاسر خادم
ظاهر
| ای ز دست تجاسر خادم | شربهای ملال نوشیده | |||||
| اختلالی که من دارد | نیست بر خاطر تو پوشیده | |||||
| بدو ایام بیض و من صایم | وز خطا در صواب کوشیده | |||||
| نیم جوشیده دیگکی دارم | قلقلش گوش نانیوشیده | |||||
| از طریق کرم توانی کرد | بدو چوبش تمام جوشیده | |||||
| به نزدیک خواجه بدم چند روز | بلا نفع دنیا و لا آخره | |||||
| دگرباره رفتم به نزدیک او | فتلک اذا کرة خاسره | |||||