انوری (مقطعات)/ای بزرگی که کلک وهمت تو
ظاهر
| ای بزرگی که کلک وهمت تو | روی امید را چو لاله کنند | |||||
| از یک احسان تو شکستهدلان | جبر کسر هزار ساله کنند | |||||
| به نماز در تو بگرایند | آن کسان کز نیاز ناله کنند | |||||
| قحط فرموده قلتبانی چند | که خری را به یک نواله کنند | |||||
| در وثاق من آمدند امروز | تا بلا را به من حواله کنند | |||||
| دفع ایشان نمیتوانم کرد | جز به چیزی که در پیاله کنند | |||||