انقلاب سفید/سپاه بهداشت
ایجاد سپاه بهداشت و سپاه ترویج و آبادانی و تشکیل خانههای انصاف، سه اصلی بود که بعد از اعلام و تصویب اصول ششگانه انقلاب بدین اصول افزوده شد، و بدین ترتیب تعداد اصول انقلاب را به نه اصل افزایش داد.
سپاههای بهداشت و ترویج آبادانی بر همان اساس کلی بوجود آمدند که قبلاً سپاه دانش بوجود آمده بود، و جوابگوی همان احتیاجاتی در دو رشته بهداشتی و عمرانی بودند که سپاه دانش در رشته آموزشی پاسخگوی آنها بود. افراد این سه سپاه از همان آغاز کار «سپاهیان انقلاب» لقب گرفتند و هر یک قسمتی از مظاهر ترقی و سازندگی را با خود بروستاهائی بردند که تا همین چند سال پیش غالباً در شرائط قرون وسطائی بسر میبردند.
سپاه بهداشت طبق فرمانی که در اول بهمن ماه ۱۳۴۲ صادر کردم بوجود آمد. در این فرمان تصریح شده بود که: «بمنظور تعمیم آسایش جسمی و مداوای مرضی و بهداشت عمومی، سپاهی از پزشکان فارغالتحصیل و لیسانسیه و دیپلمه بنام سپاه بهداشت تشکیل میشود که بطور گروههای سیار در دهات و نقاط بیبهره از امکانات بخدمت مشغول گردند.» همچنانکه در مورد سپاه دانش تذکر داده شد، تشکیل سپاه بهداشت نیز نه تنها اقدامی بود که بر اساس روح و مفهوم انقلاب ایران انجام گرفت، و نه فقط پاسخگوی یک احتیاج حیاتی جامعه نوینی بود که در کشور ما پیریزی میشد، بلکه در عین حال منطبق با عالیترین سنن تاریخی و مدنی ایران بود، و اگر بتوان براساس معتقدات مذهبی ایرانیان باستان به سپاهی نام سپاه یزدانی داد در همین مورد است، زیرا که بموجب اصول این آئین، بیماری و ناتندرستی یکی از مظاهر نفوذ اهریمن بود و هر کس که در راه مبارزه با آن و بازگرداندن سلامت مردم میکوشید، در واقع در راه پیروزی یزدان کوشیده بود.
توجه خاص بعلم پزشکی و به اصول بهداری و بهداشتی همواره یک وجه مشخص تمدن ایرانی بوده است و این توجه در فصول مختلف تاریخ باستانی ایران بخوبی منعکس است. یک سند تاریخی جالب که اکنون بصورت کتیبهای در موزه واتیکان نگاهداری میشود بنحو بارزی از این توجه حکایت میکند. نویسنده این سند کاهن یکی از معابد بزرگ مصر قدیم بوده و کتیبه مورد بحث که توسط آدریانوس قیصر روم از مصر به رم انتقال یافته بود چندی پیش در «تیوولی» نزدیک این شهر بدست آمد. درین سند چنین نوشته شده است:
«شاهنشاه داریوش، پادشاه مصر علیا و مصر سفلی، هنگامی که من در دربار او بسر میبردم، بمن امر فرمود که به مصر روم و در پایتخت آن مدرسه پزشکی بسازم و وسائل تحصیل دانشجویان مصری را در آنجا فراهم کنم. بمصر رفتم و چنان کردم که شاهنشاه فرموده بود. برای این دانشگاه کتاب و ادوات لازم فراهم کردم و جوانان را بدانجا خواندم و آنانرا برای تعلیم بدست استادان کاردان سپردم، زیرا شاهنشاه فایده پزشکی را بخوبی میدانست و میخواست که ازین راه جان بیماران مصری را نجات بخشد.»
این توجه خاص بعدها در خود ایران بصورت ایجاد بزرگترین مرکز پزشکی آن عصر یعنی دانشگاه معروف گندی شاپور تجلی کرد. درین دانشگاه نه تنها متن و تفسیر یک کتاب کامل از اوستا که اختصاص به علم طب داشت تدریس میشد، بلکه علاوه بر کتبی که در خود ایران در رشتههای مختلف پزشکی تألیف شده بود ترجمه مهمترین کتب طبی یونانی و هندی و غیره نیز مورد استفاده بود حتی انوشیروان ساسانی، برزویه معروف را در رأس هیئتی از دانشمندان ایرانی به هندوستان فرستاد تا بهترین آثار علمی این کشور و در درجه اول کتب پزشکی آن را تهیه کنند و برای این دانشگاه بیاورند.
دانشگاه گندی شاپور مدت چند قرن بزرگترین مرکز پزشکی بود و حتی در آغاز عصر اسلامی نیز این مقام خود را حفظ کرد، بطوریکه از اطراف و اکناف برای معالجه و تحصیل بدان روی میآوردند. وقتی هم که هارون الرشید خلیفهٔ عباسی تصمیم بتأسیس بیمارستانی در بغداد گرفت، این کار را باستادان پزشک و داروساز دانشگاه گندی شاپور محول کرد. پس از ایجاد این بیمارستان نیز همان استادان را غالباً باجبار برای تدریس در آن به بغداد بردند.
شاید سهم عظیم دانشمندان طب ایران در فرهنگ و علوم اسلامی و از آن راه در علم و فرهنگ مغرب زمین از فرط وضوح احتیاجی به یادآوری نداشته باشد. در طول ده قرن، کتاب قانون ابن سینا بعنوان مهمترین اثر مدون علم طب در سراسر دنیای اسلام و حتی در دانشگاههای بزرگ غرب تدریس میشد، و نسخههای چاپی این کتاب که چهار قرن پیش در شهر رم بچاپ رسید بقیمت گزاف دست بدست میگشت.
در دانشگاه تهران دانشکده طب نخستین دانشکدهای بود که شروع بکار کرد و این دانشکده همچنان از لحاظ تعداد دانشجویان و وسعت لوازم کار مهمترین دانشکدههای این دانشگاه است. در غالب دانشگاههای دیگر ایران نیز توجه خاصی به تحصیلات طبی مبذول میشود.
ولی آن کاری که با تشکیل سپاه بهداشت انجام گردید این بود که حاصل این تحصیلات و تجارب پزشکی مورد استفاده تودههای وسیعی قرار گیرد که در درجه اول در نقاط گمنام و دور افتاده کشور بدان احتیاج داشتند، زیرا مسلم است که بهر حال پایتخت و شهرهای بزرگ کشور ازین حیث دچار مشکل زیادی نیستند. آنچه لازم بود به پیروی از روح و اصل انقلاب ایران برای آن چاره جوئی شود تبعیض فاحشی بود که ازین بابت میان شهرها و دهات ایران داشت. اگر میبایست پنج اصلی که پیوسته بدان اشاره کردهام، یعنی بهداشت و خوراک و پوشاک و مسکن و فرهنگ برای همه تأمین شود، درین صورت طبعاً لازم بود که بهداشت در اختیار همه قرار گیرد، و ازین حیث شهرنشینان بدون جهت امتیازی به روستانشینان نداشته باشند.
بدیهی است سازمانهای مختلف وزارت بهداری و نیز مؤسسات متعدد خیریه کشور امکانات خود را در این راه بکار بردهاند و میبرند. بودجه وزارت بهداری در سالهای اخیر افزایش فوقالعادهای یافته و تعداد بیمارستانها و درمانگاهها و مراکز بزرگ و کوچک سال بسال زیادتر شده است. درعین حال مؤسسات خیریهای از قبیل سازمانهای وابسته به شهبانوی ایران و جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران و سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی و سازمانهای متعدد دیگر فعالیتهای وسیعی در این مورد دارند که واقعاً مایه خوشوقتی است. معهذا همچنانکه در مورد سپاه ترویج و آبادانی نیز تذکر خواهم داد، انقلاب ایران اقتضا میکرد که ما در این باره به فعالیتهای اداری و اجتماعی که از راههای عادی و جاری صورت میگرفت اکتفا نکنیم، و برای پاسخگوئی به احتیاجات حیاتی تودههای وسیع مردم کشور بخصوص آنهائی که نسبت بدیگران در شرائط نامساعدتری بسر میبرند، از راههائی انقلابی وارد شویم. سپاه بهداشت سپاهی بود که بر همین اساس بوجود آمد، و نظری به نتایج کار این دسته از سپاهیان انقلاب در همین مدت کوتاهی که از آغاز فعالیت آنها میگذرد نشان میدهد که تشکیل این سپاه تا چه اندازه مفید و ثمربخش بوده است، هرچند که ابن نتایج در مقابل آنچه مورد انتظار ما است و آن هدف وسیعی که از تشکیل چنین سپاهی در نظر بوده است هنوز بسیار ناچیز است و در واقع قدم اولی در راهی بسیار طولانی بیش نیست.
طبق قانونی که در امر تشکیل سپاه بهداشت بتصویب مجلسین ایران رسید، این سپاه مرکب شده است از: پزشکان، دندان پزشکان، داروسازان، مهندسان، بهیاران و دارندگان گواهینامههای لیسانس و فوق لیسانس و دیپلمههائی که خدمت سربازی خود را پس از طی یک دوره چهارماهه آموزشی در نقاط مختلف روستائی کشور میگذرانند، و درین نقاط به معالجه بیماران و پیشگیری بیماریها و ایجاد محیط و شرائط سالم بهداشتی و راهنمائی روستائیان در امور مربوط به تندرستی آنان میپردازند.
اولین دوره افراد سپاه بهداشت در شهریورماه سال ۱۳۴۳ بخدمت احضار شدند. تاکنون نفرات سه دوره اول که جمعاً بیش از ۱۱۰۰ نفر بودهاند خدمت خود را بپایان رسانیدهاند، و نفرات دورههای چهارم و پنجم که آنها نیز بر رویهم کمی بیش از ۱۱۰۰ نفر هستند هماکنون در روستاها مشغول خدمتند و نفرات دوره ششم که ۱۲۰۰ نفر میشوند پیش از پایان سال جاری روانه روستاها خواهند شد.
در حال حاضر بطور کلی در حدود ۵۰۰ واحد پزشکی سیار و ثابت و دندان پزشکی و آزمایشگاهی و آموزش بهداشت و کمک مهندسی بهداشت در مناطق روستائی کشور خدمت میکنند. هر واحد سیار پزشکی داروها و وسائل لازم برای سی تا پنجاه قریه را با جمعیتی معادل ده پانزده هزار نفر در اختیار دارد.
بدین ترتیب سپاه بهداشت در حال حاضر با واحدهای سیار و ثابت پزشکی خود احتیاجات تقریباً ۱۴٬۰۰۰ قریه را با جمعیتی بیش از ه میلیون نفر جمعیت تأمین میکند.
سپاه بهداشت دارای واحدهای مخصوص پزشکی، پزشکان بیماریهای قلب و گوش و حلق و بینی و بیماریهای اطفال، و پزشکان جراح است. برای هر ده تا دوازده واحد این سپاه یک پایگاه مخصوص تدارک و تجهیز واحدها پیشبینی شده است که هر یک از آنها دارای آزمایشگاه، واحد دندانپزشکی، واحد بهداشت و واحد کمک مهندسی بهداشت است.
وظیفه سپاهیان بهداشت محدود بامور درمانی نیست، بلکه بخصوص امور بهداشتی را شامل میشود. افراد این سپاه کار تلقیح ضد آبله و دیفتری و سیاه سرفه و کزاز را بمقیاس وسیعی انجام میدهند. همچنین در موارد ضروری این عده وظیفهٔ مهمی در تلقیح سایر واکسنهای لازم دارند، چنانکه تنها در سال ۱۳۴۴ متجاوز از سه میلیون نفر در مناطق روستائی توسط واحدهای سپاه بهداشت بر ضد بیماری وبا تلقیح شدند.
از طرف دیگر این سپاهیان با کمک قسمت مهندسی بهداشت وزارت بهداری عهدهدار فعالیت وسیعی در امر حفر چاهها، نصب تلمبههای دستی، بهداشتی کردن قناتها و چشمهها، تبدیل حمامهای خزینه به حمامهای دوش، لولهکشی قراء و سایر امور مربوط به بهداشت روستاها هستند. جلب اعتماد و علاقه روستائیان بکار افراد این سپاه باعث شده است که همچنانکه در مورد سپاهیان دانش مشهود است خود این روستائیان در غالب موارد به طیب خاطر قسمت عمده از مخارج کار را برعهده بگیرند، چنانکه تاکنون در قراء مختلفی که مرکز فعالیت گروههای ثابت و سیار سپاهیان بهداشت بوده بیش از یکصد درمانگاه که هزینه ساختمان بعضی از آنها از یک میلیون ریال متجاوز شده است توسط خود اهل محل ساخته شده و در اختیار واحدهای سپاه بهداشت قرار گرفته است.
آمارهای رسمی وزارت بهداری حاکی است که در دو ساله اول کار افراد این سپاه یعنی تا آخر شهریور ماه سال ۱۳۴۵ بیش از چهارمیلیون بار مراجعه بدرمانگاههای سپاهیان بهداشت صورت گرفته و قریب چهار میلیون واکسن توسط این سپاهیان تلقیح شده است.
همین آمار نشان میدهد که درین مدت مأمورین آموزش این سپاه در حدود ۱۷۰۰۰ بار برای مردم روستاها درباره امور بهداشتی سخنرانی کرده و ۱۵۰۰ حلقه فیلمهای مخصوصی مسائل بهداشتی برای آنان نمایش دادهاند. در همین مدت از طرف افراد این سپاه و با کمک اهالی روستاها قریب ۴۰۰۰ چاه آب و بیش از ۱۰۰۰ چشمه یا قنات حفر یا بهداشتی شده، نزدیک به ۱۵۰ درمانگاه ساخته یا تعمیر شده، قریب ۱۰۰۰ حمام با اصول بهداشتی ساخته یا اصلاح شده و در ۲۷ قریه لولهکشی آب بعمل آمده است.
علاوه بر سهمیههای عادی لوازم واحدهای این سپاهها، سهمیههای اضافی داروهای ضد تراخم و سل و جذام و کچلی و راشیتیسم و مقادیر زیادی شیر خشک و داروهای پروتئیندار در اختیار این سپاهیان قرار گرفته است.
مقصود از ذکر همه این اسامی و ارقام این است که بطور کلی نوع کار سپاهیان بهداشت و وظائفی که بعهده دارند و اقداماتی که در بالا بردن سطح بهداشت روستاها انجام میدهند روشن شده باشد.
فعالیت این سپاهیان باعث شده است که بسیاری از روستائیان کشور ما که تا چندی پیش بعلت عدم آگاهی و غالباً عدم اعتماد بسازمانهای دولتی اساساً از مراجعه بپزشک احتراز داشتند و برای دوای درد خود و افراد خانواده خویش بیشتر بسراغ رمال و دعانویس میرفتند، امروزه نه تنها با سپاهیان بهداشت در امر پیشگیری از بروز بیماریها همکاری میکنند، بلکه وسیله تسهیل کار ایشان را در اصلاح وضع بهداشتی روستاها داوطلبانه فراهم میسازند، و این راه به بهبود بهداشت دهات و تقلیل مرگ و میر نوزادان و تأمین سلامت بیشتری برای خود و اعضای خانواده خویش، و در نتیجه بالا رفتن نیروی کار و قدرت تولید در دهات ایران کمک میکنند. این مسلماً بهترین ارمغانی است که انقلاب ایران از راه سپاهیان بهداشت خود به جامعه ایرانی داده است.
بدیهی است نظر نهائی ما این است که نه فقط دامنه کار این سپاهیان هر چه بیشتر توسعه یابد، بلکه تمام شهرها و روستاهای ما دارای بیمارستانها و درمانگاههای مجهز گردند و پزشک کافی در اختیار همه آنها قرار گیرد و بوسیله بیمههای گوناگون اجتماعی عموم ایشان در موارد احتیاج امکان استفاده از کلیه وسائل و مراکز طبی لازم را داشته باشند و بدین طریق روز بروز بیشتر محیط ناسالم و پر مرگ و میر سابق جای خود را به قلمرو تندرستی و کار و پیشرفت بسپارد.