امیر خسرو دهلوی (گزیده از خسرو و شیرین)/شبی همچون سواد دیده پر نور
ظاهر
| شبی همچون سواد دیده پر نور | هوا عنبر فشان چون طره حور | |||||
| زمانه برگ عشرت ساز کرده | فلک درهای دولت باز کرده | |||||
| فرو مرده چراغ صبح گاهی | نشاط خواب کرده مرغ و ماهی | |||||
| مقیمان زمین در پردهی راز | عروسان فلک در جلوهی ناز | |||||
| کواکب در میان سرمهی ناب | درست افگنده مروارید شب تاب | |||||
| گشاده شب در این طاوس گون باغ | دم طاوس را بر سینه زاغ | |||||
| فرو برده زمانه جام جمشید | شده مه در زمین مهمان خورشید | |||||
| ز قصر آهنگ صحرا کرد خسرو | کشیده با رگه بر سبزهی نو | |||||
| لب شهر و دو مطرب زخمه درود | غبار غم جهان را کرد بدرود | |||||
| معنبر شمعهای مجلس افروز | گشاده در دل شب روزن روز | |||||
| بخور مجمر از عود قماری | زده ره چون نسیم نو بهاری | |||||
| نهانی مجلسی کز هیچ سوئی | به جز محرم نمیگنجید موئی | |||||
| ملک را داده گردون دوتا پشت | بشارت نامهی مقصود در مشت | |||||
| صنم با او برسم دل نوازی | نشسته بر سریر سرفرازی | |||||
| ستد جام شراب از دست ساقی | دمی خورد و به خسرو داد باقی | |||||
| که چون من چاشنی گیرم ازین جام | ازانکن چاشنی لعل من وام | |||||
| دو بوسی زان به نوش و ناز بستان | یکی وام ده و صد باز بستان | |||||
| نشاید عاشقان را می پرستی | کزان دیوانگی خیزد نه مستی | |||||
| شراب و عاشقی چونشد به هم یار | معاذ الله به رسوایی کشد کار | |||||
| به جایی کاتشی در خرمن افتد | کجا میرد چو در وی روغن افتد | |||||
| چو خورد آن باده را مست جگر خوار | به دستوری شد از شیرین شکرخوار | |||||
| دهان را با دهانش هم نفس کرد | لبش بوسید و هم بر بوسه بس کرد | |||||
| ز مقصود آنچه باید در نظرگاه | غم و اندیشه زحمت برده از راه | |||||
| گهی جستند ا زمی جان نوازی | گهی کردند با هم بوسه بازی | |||||
| گه او در زلف این شبگیر کردی | به گردن زلف را زنجیر کردی | |||||
| گهی این جعد او بگشادی از ناز | دل درمانده را کردی گره باز | |||||
| گه آن با این عتاب اندیش گشتی | شفاعت خواه جرم خویش گشتی | |||||
| که این افسانههای ناز گفتی | ز هجران سرگذشتی باز گفتی | |||||
| گه او از دل برو ندادی هوایی | به گریه باز راندی ماجرایی | |||||
| در ان مجلس که بد از عشق بازار | خرد در خواب بود و فتنه بیدار | |||||
| ز بس عشرت همه شب تا سحرگاه | بهشت این جهانی بود خرگاه | |||||