امیر خسرو دهلوی (انتخاب از مثنویات)/شکل مناره چو ستونی ز سنگ
ظاهر
| شکل مناره چو ستونی ز سنگ | از پی سقف فلک شیشه رنگ | |||||
| آن که ز زر بر سرش افسرشده است | سنگ ز نزدیکی خور زر شده است | |||||
| سنجر سنگین که ستون سپهر | آمده از مهر و شده هم به مهر | |||||
| سنگ وی از بس که به خورشید شود | زو از خورشید عیاری نمود | |||||
| از پی بررفتن هفت آسمان | کرد زمین تا به فلک نرد بان | |||||
| گرد سرش کرد موذن چو گشت | قامتش از مسجد عیسی گذشت | |||||
| موذنش آن جا که اقامت کشید | قامت موذن نتواند رسید | |||||
| مسجد جامع ، زدرون ، چون بهشت | حوض ، زبیرون ، شده گوهر سرشت | |||||