امیر خسرو دهلوی (انتخاب از غزلیات)/ستمگری که دلم شاد نیست جز به غمش
ظاهر
| ستمگری که دلم شاد نیست جز به غمش | به خامه راست نیاید شکایت ستمش | |||||
| اگر ز دست اجل چند که امان یابم | به خاک پاش که سر بر ندارم از قدمش | |||||
| هزار نامه نوشتم به خون دیده ولی | به این دیار نیامد کبوتر حرمش | |||||
| مباشری که به کنج فراق می نوشد | سفال باده نماید به چشم جام جمش | |||||