امیر خسرو دهلوی (انتخاب از غزلیات)/دی میگذشت و سوی او دلها روان ازهر طرف
ظاهر
| دی میگذشت و سوی او دلها روان ازهر طرف | صد عاشق گم کرده دل سویش دوان از هر طرف | |||||
| گلگون نازش زیر زین غمزه بلایی در کمین | میمرد از ان پیکان کین پیر و جوان از هر طرف | |||||
| زنجیر دلها موی او دلال سرها خوی او | در چار سوی روی او بازار جان از هر طرف | |||||
| در کنج غم افتاده من بریاد سرو خویشتن | زانم چه کاید درچمن سرو روان از هر طرف | |||||
| زین پس که از خوی بدت آهنگ بیرون باشدت | سرم که چون خسرو بسی گیرد عنان از هر طرف | |||||
| من بدان نذرم که گر میرم به سویم بنگری | بین که چون من چند کس مرد است در بازار عشق | |||||
| تیغ خود بگذار تا وام تو بگذارم از انک | وام معشوق است سر برگردن عیار عشق | |||||