امیر خسرو دهلوی (انتخاب از غزلیات)/دی می‌گذشت و سوی او دلها روان ازهر طرف

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' امیر خسرو دهلوی (انتخاب از غزلیات)  از امیر خسرو دهلوی
(دی می‌گذشت و سوی او دلها روان ازهر طرف)
'


 دی می‌گذشت و سوی او دلها روان ازهر طرفصد عاشق گم کرده دل سویش دوان از هر طرف 
 گلگون نازش زیر زین غمزه بلایی در کمینمی‌مرد از ان پیکان کین پیر و جوان از هر طرف 
 زنجیر دلها موی او دلال سرها خوی اودر چار سوی روی او بازار جان از هر طرف 
 در کنج غم افتاده من بریاد سرو خویشتنزانم چه کاید درچمن سرو روان از هر طرف 
 زین پس که از خوی بدت آهنگ بیرون باشدتسرم که چون خسرو بسی گیرد عنان از هر طرف 
 من بدان نذرم که گر میرم به سویم بنگریبین که چون من چند کس مرد است در بازار عشق 
 تیغ خود بگذار تا وام تو بگذارم از انکوام معشوق است سر برگردن عیار عشق