امیر خسرو دهلوی (انتخاب از غزلیات)/دل نیست که در روی غم دلدار نگنجد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' امیر خسرو دهلوی (انتخاب از غزلیات)  از امیر خسرو دهلوی
(دل نیست که در روی غم دلدار نگنجد)
'


 دل نیست که در روی غم دلدار نگنجدسندان بود آن دل که در او یار نگنجد 
 ای آنکه ز دردت خبری نیست مکن عیبگر سوخته‌یی از دل افگار بنالد 
 خسرو اگر از درد بنالد چه توان گفتعیبی نتوان کرد که بیمار بنالد 
 در عرصه‌ی بستان جهان سرو قباپوشخیزد بسی اما چو تو چالاک نیفتد 
 آسان شود این مشکل درویش تو امشبکاحوال جهان جمله به یک حال نماند 
 تغافل کردنت بی‌فتنه‌یی نیستفریب صید باشد خواب صیاد 
 مرا گرد سران چشم بیماربه گردان لیک قربان کن نه آزاد 
 چو یاد عاشقان در دل غم آردنمی‌دارم روا کز من کنی یاد 
 چو ذوق عشق‌بازی می‌شناسممن از تو جور خواهم دیگران داد 
 دلا وقت جفا فریاد کم کنکه هنگام وفا خوش نیست فریاد 
 مکن خسرو حدیث عشق شیریناگر با خود نداری سنگ فرهاد