امیر خسرو دهلوی (انتخاب از غزلیات)/تو می روی و به نظارهی تو چشم جهانی
ظاهر
| تو می روی و به نظارهی تو چشم جهانی | بگو که آگهی از عاشقان دلشده یا نی | |||||
| غلام پنجهی مرغول هندوانهی اویم | که هست هر خم مویی از و شکنجهی جانی | |||||
| بستان دعای سوختهای و ز لبش مرا | آلودهی کرشمهی دشنام او بگوی | |||||
| جو ری که می کنی تو مرا آن نمیکشد | این میکشد که پیش بد اندیش می کنی | |||||