امیر خسرو دهلوی (انتخاب از غزلیات)/بسی شب با مهی بودم کجا شد آن همه شبها

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' امیر خسرو دهلوی (انتخاب از غزلیات)  از امیر خسرو دهلوی
(بسی شب با مهی بودم کجا شد آن همه شبها)
'


 بسی شب با مهی بودم کجا شد آن همه شبهاکنون هم هشت شب لیکن سیاه ازدود یاربها 
 خوش آن شبها که پیشش بودمی که مست و گه سرخوشجهانم میشود تاریک چون یاد آرم آن شبها 
 همی کردم حدیث ابرو و مژگان او هردمچو طفلان سوره‌ی نون والقلم خوانان به مکتبها 
 چه باشد گر شبی پرسد که در شبهای تنهاییغریبی زیر دیوارش چگونه می‌کند تنها 
 بیا ای جان هر قالب که تا زنده شوند از سربکویت عاشقان کز جان تهی کردند قالبها 
 مرنج از بهر جان خسرو اگر چه می‌کشد یارتکه باشد خوب‌رویان را بسی زین گونه مذهبها