امیر خسرو دهلوی (انتخاب از غزلیات)/آن سخن گفتن تو هست هنوزم در گوش
ظاهر
| آن سخن گفتن تو هست هنوزم در گوش | وان شکر خندهی شیرین تو از چشمهی نوش | |||||
| گریه میآیدم از دور به آواز بلند | که از آن گریه نمیآیدم آواز به گوش | |||||
| ای به خشم از برمن رفته و تنها خفته | چشم را گوی که چندین طرف خواب بپوش | |||||
| از رخت برآسمان مه شد خجل | در چمن هم بوستان افروز خویش | |||||