املای فارسی/همزه در کلمات عربی مستعمل در فارسی

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو

<املای فارسی

همزه در کلمات عربی مستعمل در فارسی

قاعده‌های مربوط به همزه (احمد بهمنیار)

همزه در کلمات فارسی: قاعده ۱قاعده 2قاعده 3قاعده 4قاعده 5قاعده 6
همزه در آغاز کلمات: قاعده 7قاعده ۸قاعده ۹قاعده ۱۰
همزه در کلمات عربی مستعمل در فارسی: قاعده ۱۱قاعده ۱۲قاعده ۱۳قاعده 14

مطابق آنچه در مقدمه قواعد به عرض رسید، می توانیم همزه واقع در اواسط و اواخر کلمات راهم یکی از حروف مخصوص به عربی محسوب داریم و بر هشت حرفی که گفته اند در فارسی نمیآید یک حرف علاوه کنیم و چنانکه از وجود حاء و عین و ضاد و ظاء فی المثل به عربی بودن کلمه پی میبریم هر کلمه را هم که حرف آخر یا یکی از حروف میانه آن، همزه باشد حکم به عربی بودنش کنیم. فارسی زبانان که لهجه فطری یا عادیشان مقتضی تلفظ به همزه نیست همزه واقع در کلمات عربی را هم تا ممکن است تخفیف میدهند و این تخفیف نسبت به نوشتن همزه کلمات ماخوذ از عربی ایجاب املا و رسم الخطی کرده است که با املا و رسم الخط عربی مختصر تفاوتی دارد، و طرز کتابت این همزه در فارسی در ضمن چند قاعده بیان می شود.


قاعده ۱۱[ویرایش]

- در کلمات عربی که در فارسی استعمال می‌شود، کلماتی را می‌یابیم که بعدازفاء یا عین آنها الفی زاید و پس از آن همزه مکسوراست، مانند سائل، قائل، فوائد،مسائل . در عرب آنها که لهجه فصیح دارند این همزه را تخفیف می‌دهند و به طوری که علمای صرف تصریح کرده اند تخفیف آن به طریق بین بین یا تسهیل است که همزه را به صدایی مابین همزه و یا تلفظ میکند، و حتی در بعضی از نوشته های قدیم عربی مشاهده می‌شود که در این گونه کلمات بالای دندانه یا مرکزی که بعد از الف به جای همزه نوشته می‌شود علامت همزه و در زیر آن دو نقطه رسم کرده اند تا خواننده متوجه باشد که حرف را باید مابین همزه و یا تلفظ کند. اما در فارسی تاکنون برای نوشتن این قبیل کلمات قاعده مقرر و ثابتی در دست نبوده و هرکس به سلیقه خود این همزه را به شکلی نوشته و می‌نویسد، مثلا بعضی «عواید و شمایل ومایل « راو مسائل و فوائد و زوائد را به همزه و بعضی همه را به یاء و بعضی همه را به همزه می‌نویسند، و برخی از متظاهرین به عربی دانی کاسه گرمتر از آش شده در نوشتن اینگونه کلمات به همزه اصرارو پافشاری عجیب بخرج میدهند و اگر کسی به مقتضای لهجه فطری «مایل یا شمایل» را فی المثل به یاء بنویسد او را تخطئه می‌کنند و بیسواد میخوانند. در امتحانات نهائی مدارس هم مشاهده کرده ایم که در رسیدگی به اوراق املا «مایل و شمایل به یاء را فی‌المثل یک ممتحن غلط و دیگری صحیح شمرده است، و حتی اشخاصی را دیده ومی‌بینیم که برای اثبات عربی دانی خود همزه این قبیل کلمات را بر خلاف فطرت یا عادت غلیظتر از آنچه در اصل عربی معمول است ادا می‌کنند و بنده چنین حدس میزنم که برخی از ناسخان و کاتبان بیسواد کلمات «دانایی و بینایی و فرماییم» و نظایر آن را بر قیاس به کلمات عربی (مرائی و هوائی و ثنائی و مانند آن) به همزه نوشته اند و قرینه‌یی که بر این حدس دارم این است که در کلمات پاییز و آیین و پایین و آیینه هم به همین اشتباه افتاده و یاء بعد از الف را به قیاس بر کلمات عربی بدل به همزه کرده اند. و به هر تقدیر برای نوشتن اینگونه کلمات عربی باید قاعده یی وضع و بدین وسیله اختلاف را رفع کرد. و قاعده ای که مناسبتر مینماید این است که همزه این کلمات را اگر اصلی (عین مهموزالعین ) باشد از قبیل «سائل و مسائل» ماخوذ از «سال» و «وائل» ماخوذ از «وال» به صورت همزه نویسند و بین بین تلفظ کنند و کلمات عبری جبرائیل و میکائیل و نظایر آن را هم به همین قیاس نویسند و در غیر این مورد یعنی در موردی که همزه بدل از واو یا یاء (عین معتل العین ) یا بدل از حرف مد زاید باشد به صورت یاء نویسند و به یاء تلفظ کنند مانند: مایل، شمایل،سایل (ماخوذ از سیلان )، قایل، عواید، زواید، مرایی، دلایل، رسایل و غیره، و در طرح این قاعده هم اصل تطابق و هم اصل رعایت اصل مراعات شده است.


قاعده ۱۲[ویرایش]

- اسمهای ممدود عربی را فارسی زبانان عموما به صورت مقصور ادا می‌کنند و همزه آخر آنها را به تلفظ در نمی‌آورند و فی المثل انبیا، وزرا، عبا، ردا، هوا می‌گویند «نه انبیاء و وزراء و عباء و رداء و هواء» و در خط هم بیشتر کاتبان پیروی از تلفظ می‌کنند و انبیا و وزرا و غیره می‌نویسند، برخی هم به رعایت اصل عربی همزه را هر چند که تلفظ نمیشود به کتابت در می‌آورند، و در بسیاری از کتب فارسی قدیم که به قلم یک کاتب نوشته شده است هر دو قسم کتابت دیده می‌شود و چنین مینماید که خود را در نوشتن و ننوشتن این همزه آزاد میدانسته اند، و به هر تقدیر برای رفع این اختلاف باید قاعده یی وضع شود که همه پیروی کنند، و مناسبترین قاعده که اصل تطابق مکتوب با ملفوظ و اصل استقلال خط و زبان و اصل ترجیح اشهر و اصل احتراز از التباس در وضع آن منظور شده این است که همزه آخر این نوع کلمات «یعنی ممدودهای عربی» در کتابت هم حذف شود خواه همزه اصلی و غیر مبدل باشد مانند: ابتدا، ضیا، خطا، اجزا، انبا، اطفا، امتلا، اتکا، استهزا، وبا، و خواه اصلی و مبدل باشد مانند: کسا، ردا، عبا، بنا، استعلا، ارتشا، انقضا، و خواه زاید و علامت تانیث باشد. مانند: حمرا، صفرا، بیضا، سودا، عمیا، صما، یا علامت جمع مانند: اطبا، احبا، وزرا، حکما، انبیا، ادبا، فضلا، اتقیا، و تنها کلماتی که از این قاعده مستثنی است نامهای برخی از حروف تهجی است که به همزه ختم می‌شود (باء - تاء - ثاء - جاء - خاء- راء - زاء- طاء - ظاء - فاء - هاء - یاء). حذف همزه آخر این چند اسم در کتابت غالبا سبب التباس کلمات می‌شود و باید در هر حال بر حال خود گذارده شود. و اما کلمات دیگر چنانکه گفته شد بدون همزه نوشته می‌شود و حکم آنها در حال اضافه و وصف و اتصال بیاء نکره و وحدت و خطاب و نسبت و یاء مصدری و اتصال به فعل های رابط یا ضمیرهای متصل همان حکم کلمات منتهی به الف است بی هیچ تفاوت (به قواعد ۱- ۲- ۳ - ۴ - ۵ - ۶ رجوع کنید) مانند ابتدای کار - اشیای قیمتی، ردایی که بر دوش داری، قواعد املایی، وی از اطباست یا از اطبا است، تو از حکمایی، ایشان پیرو انبیایند، اگر صخره صماستی، اطبایش جواب گفتند، انبیاش دعوت کردند، و هکذا.


قاعده ۱۳[ویرایش]

- همزه کلمات عربی را که در فارسی به کار میرود به دستور ذیل باید نوشت: همزه اگر در اول کلمه باشد خواه همزه وصل باشد مانند اسم و ابن یا همزه قطع مانند ادب، اذن، به صورت الف و بدون علامت همزه (بر خلاف رسم الخط معمول در عربی ) نوشته می‌شود خواه مضموم باشد چون امرا و اسرا یا مفتوح چون امیر و اسیر یا مکسور چون اذن و اسم، و در وقتی که مفتوح و بعدش الف باشد مطابق قاعده ۱۰ علامت مدی در بالای آن رسم می‌کنند مانند آمر و آخذ و آتی . تلفظ این همزه چون همزه ابتدای کلمات فارسی و تابع قاعده ۸ است. و اگر در وسط کلمه و ساکن باشد به صورت حرکت حرف پیش (یعنی بعد از ضمه به صورت واو و بعد از فتحه به صورت الف و بعد از کسره به صورت یاء) نوشته می‌شود، و تلفظش بعد از ضمه در بعض از کلمات از قبیل موجر و موذی و شوم چون واو ممدود و در بعضی از قبیل مومن، رویت، لولو چون ضمه ممتد است، و بعد از فتحه در بعضی کلمات از قبیل «تاریخ وماتم و فال» چون الف، و در بعضی از قبیل (راس و داب و تفال ) چون فتحه ممتد در بعضی از قبیل «رای و کاس» به هر دو وجه است و بعد از کسره در بعض کلمات از قبیل «ایذا واستیجار و استیذان» چون یاء ممدود و در بعضی از قبیل «ذئب و بئر و ظئر» چون کسره ممتداست، و چنانکه در امثله مشاهده می‌شود در وقتی که چون حرکت ممتد تلفظ می‌شود علامت همزه در بالایش رسم می‌کنند. و اگر در وسط کلمه و متحرک باشد به جز مواردی که یاد خواهد شد به صورت حرکت خودش نوشته می‌شود یعنی اگر متحرک به ضمه یا واو ممدود باشد به صورت واو مانند «تفاول، رووس،رووف، مشووم، مسوول و اگر متحرک به فتحه یا الف باشد به صورت الف مانند «توام، متاسف، متاثر، میا یاء ممدود باشد به صورت یاء مانند «ائمه، رئیس، مرئی» و در هر سه حالت به طور بین بین ادا می‌شود و در بالایش علامت همزه میگذارند جز در کلماتی از قبیل «مایل و شمایل و زواید و فواید» که مطابق قاعده ۱۱ نوشته و تلفظ می‌شود و جز در وقتی که به صدای الف باشدکه مطابق قاعده ۱۰ علامت مد در بالای آن رسم می‌شود مانند «لآلی، مآب، شآمت،سآمت «. و اما مواردی که از این قاعده تخلف می‌شود پنج است:

اول وقتی که همزه میان الف و تاء زاید باشد که با وجود مفتوح بودن به صورت یاء با علامت همزه نوشته می‌شود و این رسم الخط خاص فارسی است مانند «قرائت و دنائت و اسائت» و تلفظ همزه در این صورت بین بین است جز در کلمه بدایت که به طور استثنا و شذوذ با دو نقطه چون یاء نوشته و تلفظ میشود بی علامت همزه.

دوم وقتی که میان واو ممدود و تاء زاید باشد که در این صورت بدل به واو و در واو ممدود ادغام می‌شود و دو واو به صورت یک واو مشدد و بی‌علامت همزه نوشته می‌شود مانند «مروت، نبوت».

سوم وقتی که میان یاء ممدود و تاء زاید باشد که در بیشتر کلمات بدل به یاء و در یاء ممدود ادغام و دو یاء به صورت یک یاء مشدد بی علامت همزه نوشته میشود مانند «مشیت، رزیت، بریت به معنی مخلوق» و در معدودی کلمات از قبیل «خطیئة و بریئة به معنی پاک و بی گناه» به صورت یاء جداگانه با علامت همزه کتابت و بین بین تلفظ می‌شود.

چهارم وقتی که مفتوح و بعد از کسره باشد که با وجود مفتوح بودن به صورت یاء نوشته می‌شود و در بعضی کلمات از قبیل «تبرئة، تخطئة، سیئة، ذئاب، فئه « بین بین ادا می‌شود و علامت همزه در بالایش رسم می‌کنند و در بعضی کلمات از قبیل «تعبیه، تجزیه، تهنیت، ریاست، ریاء،ریه» در تلفظ هم بدل به یاء می‌شود و به جای علامت همزه دو نقطه در زیرآن مینهند، و تنها کلمه ماة و جمعش مآت از این قاعده مستثنی است و مطابق قاعده اصلی نوشته می‌شود.

پنجم وقتی که مفتوح و بعد از ضمه باشد که به صورت حرکت حرف پیش یعنی به صورت واو نوشته می‌شود و چون تلفظش بین بین است علامت همزه در بالایش رسم می‌کنند مانند «روسا، سوال، موثر،مولف، موانست».

و اما همزه آخر کلمه، اگر بعد از الف باشد مطابق قاعده ۱۲ به کلی حذف و ممدود بدل به مقصور میشود مانند «ابتدا، خطا، اشیا، دوا، وبا، امتلا، استثنا» به جز نام‌های حروف تهجی که در قاعده ۱۲ ذکر شد. و اگر بعد از واو ممدود باشد در کلمه سه حرفی به صورت همزه نوشته می‌شود مانند «سوء» و درکلمات چهار حرفی و بیشتر بدل به واو و در واو ممدود ادغام می‌شود مانند «نشو، مملو، مبدو، وضو» و در کلمه اخیر واو را مخفف ادا می‌کنند و وضو می‌گویند. و اگر بعد از یاء ممدود باشد بدل به یاء و در یاء ممدود ادغام می‌شود مانند «جری، نبی، خبی، دنی، مضی، ردی، هنی،» و یاء اینگونه کلمات در بیشتر موارد به تخفیف ادا می‌شود. و اگر بعد از واو یاء ملین یا بعد از حرف آوازپذیر ساکن باشد در بیشتر کلمات به صورت همزه حقیقی نوشته و بین بین تلفظ می‌شود مانند «ضوء، نوء، شی، فی ، مرء، رزء، برء» و در کلمات «کفو، جزو، بدو، نشو» به صورت واو بی علامت همزه، و در «بطو» به صورت واو با علامت همزه نوشته می‌شود. و اگر بعد از حرف آوازپذیر متحرکی باشد به صورت حرکت ماقبل نوشته می‌شود یعنی اگرحرکت ماقبل ضمه باشد به صورت واو با علامت همزه نویسند و چون واو بیان ضمه «تو - دو- چو» تلفظ کنند مانند «تنبو، تکافو، تواطو، تجزو، تلالو». و اگر فتحه باشد لفظا و خطا بدل به الف می‌شود: «متکا، مهنا، مهیا، مبدا، مبرا، منشا، سبا، ملا، مبتدا» و در برخی از این کلمات بین بین تلفظ کردن همزه هم معمول است، و در این صورت علامت همزه در بالای آن رسم می‌کنند و «مبداء و منشاء و سباء و نباء» می‌نویسند. و اگر کسره باشد در خط و لفظ بدل به یاء میشود مانند «ناشی، قاری، طاری، مبتدی، ممتلی، مبتنی، خاطی، مقیی،متکی، مساوی، به فتح میم».


قاعده ۱۴[ویرایش]

- در قاعده پیش گفته شد که همزه واقع در وسط کلمه عربی هرگاه متحرک به ضمه یاواو ممدود باشد به صورت واو نوشته می‌شود، اکنون باید دانست که همزه متحرک به واو ممدود را در اینگونه موارد اگر بخواهند به صورت کامل بنویسند باید به دو واو بنویسند، یکی واو نماینده همزه و دیگری واو ممدود، و در کتابت عربی هم گاهی به دو واو نوشته می‌شود بدین طریق «رووس . مرووس، مشووم، مسوول» لیکن در خط‌فارسی واو ممدود را به رعایت اختصار نمی‌نویسند، بدین شکل «روس، مروس، مشوم، مسول». در کتابت عربی هم گاهی به یک واو نوشته می‌شود، و کتابت عربی هر چه باشد در فارسی همین شیوه و رسم که اختیارکرده اند (به یک واو نوشتن ) باید پیروی شود و به هر حال به صورت یاء نوشتن این همزه چون «مرئوس و رئوس و مسئول» درست نیست. «تالم، مرای» و اگر متحرک به کسره»