املای فارسی/دال و ذال فارسی

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو

<املای فارسی

دال و ذال فارسی

قاعده 15[ویرایش]

- بیشتر دالها که در کلمات فارسی یافته میشود مطابق تحقیقاتی که کرده اند اصلش ذال بوده، و در تشخیص دال از ذال گفته اند که اگر حرف پیش از آن ساکن و غیر از حرف مد باشد دال است مانند «مرد، زرد، کند، بند»، و اگر متحرک یا حرف مد باشد ذال است مانند «خذا، کذو، بذی، باذ، بوذ، بیذ». متقدمین تفاوت این دو حرف را به دقت رعایت میکردند و دو حرف را با این که تلفظش یکسان شده بود با هم قافیه نمی‌آوردند و اگر می آوردند عذر میخواستند چنانکه انوری گوید: «قافیه گو دال باشد صاحب عباد»، و از طرف دیگر ذال عربی را با دال فارسی که اصلش ذال است فی‌المثل «ماخوذ» را با «بود» و «لذیذ» را با «شنید» قافیه میکردند. کاتبان هم اغلب دالی را که اصلش ذال است با نقطه می‌نوشتند لیکن چون تلفظ دو حرف یکی شده بود این شیوه کتابت هم رفته رفته متروک گردید و اکنون ذال جز در کلماتی معدود دیده نمیشود و در این کلمات هم به صدای مخصوص خود که در فارسی این عصر صدای «زی» است تلفظ می شود، و یکی از این کلمات «گذاردن» و مشتقات آن است که در خط فارسی هم به ذال و هم به زی نوشته می شود و در نوشتنش رعایت این نکته را لازم شمرده اند که اگر به معنی شرح و تفسیر و ادای سخن یا حق یا وام یا نماز و مانند آن باشد به «زی» و اگر به معانی دیگر باشد به ذال نویسند. تبصره - قاعده تشخیص دال و ذال که نقل شد بنابر آن است که سه آواز ممدود فارسی را به قیاس بر عربی الف ساکن بعد از فتحه و واو ساکن بعد از ضمه و یاء ساکن بعد از کسره شمرده اند، و در مقدمه گفتیم که این سه حرف نماینده سه آواز از نه آواز است که در فارسی تعلیمی (یا شهری ) به کار میرود، و بنیاد تعلیم خواندن و نوشتن هم بر این است که این سه حرف، سه حرف آواز است که در خود کلمه نوشته میشود، و زبان آموزان از ابتدا این سه حرف را به این سمت میشناسند و مقتضی بلکه به جهاتی لازم است که در دستور زبان و در هر موضع دیگر هم به همین سمت بشناسند، و بنابراین، تشخیص دال و ذال را بدین گونه تقریر بایدکرد که حرف پیش از آن اگر متحرک به حرکت مقصور (فتحه و ضمه و کسره ) یا حرکت ممدود (الف و واو و یاء) باشد به ذال است و اگر متحرک به حرکت ملین «واو و یاء» یا ساکن باشد دال است، و به عبارت دیگر ماقبلش اگر حرف مضموم یا مفتوح یا مکسور یا حرف آواز ممدود باشد ذال است و اگر حرفی ساکن یا حرف آواز ملین باشد دال است. به قول دکتر خانلری در کتاب « دستور تاریخی زبان فارسی»: آنان که به فارسی سخن میرانند در معرض دال، ذال را ننشانند ماقبل وی ار ساکن و جز « وای» بود دال است ، وگرنه ذال معجم خوانند