کاربر:Sajad

از ویکی‌نبشته
پرش به: گشتن، جستجو

آرد برزک  : پگاه می تواند بر آورنده خورشیذ و یا کشنده شب باشد.

آرد برزک  : خودبینی ، دیدن خود در در چهار ضلع یک آیینه، یک عکس یا یک فیلم است و این می تواند دیدگان را به سوی ما بکشاند و افتادگی ، سقوط از بلندی یا زمین خوردن است و این می تواند دست یاری دیگران را به سوی ما بکشاند.

آرد برزک  : در خواب می توانی رویای خویش را بنگری.

آرد برزک  : نگاره ای (زیدی) که نتواند آینده ای زیبا را مژده دهد یه مکتب نرفت است و بیسواذ است.

آرد برزک  :زیپ هر شلوار را که بگشاییم این سخن را خواهیم شنید " هر کنشی ایدزی در پی دارد " پس بر این باور باشید ! ممه ها را یچسبید ، چه خوب و چه زشت ، که زیانبار نخواهد بود.

آرد برزک  : بر دست استاد خویش بگوز، چون او هم بز دست دیگری ریده است.

آرد برزک  : در هر سر دکانی نوشته ای است، برای آگاهی ما پس آنرا بدقت بخوان.

آرد برزک  : در دوی سرعت( 100 متر بدون مانع)، همیشه هماورد را شانه به شانه ات بپندار و 42 کیلومتر را بی وقفه بدو تا استقامت یابی.

آرد برزک : زیباروی ترین زن ها ، زیباروی است.

آرد برزک  : خودخواهی ، کشکی استحوان رانت را، خواهد شکست.

آرد برزک : رویش پشم صورت ، در هنگامه دعوا و ذست به یقه شدن ارزشش را نشان می دهد.

آرد برزک : رسیدن به بن و سرچشمه زندگی تنها با شستشوی مغر از راستآزمایی و خواندن این اراجیف است.

آرد برزک : رَدودن ارادتمالی، خایه مندی خویش است.

آرد برزک : رهایی و آزادی ، برآیند نیروهای وارده بر خرد است و دانایی.

آرد برزک  : رازها در هنگامه شادی و پایکوبی آدمی به هنگام مستی است. اساس فراموش شده جهان فلسفه ، درک درست چگونگی تهیه ی آبجو با درصد الکل پایین است.

آرد برزک  : هنوز زمان مانده تا بیاندیشیم که بر رفتن شتاب دهیم که که هرچه رودتر به مقصد رسیم و وقت تنگ است دراین زمانه شتابان که بزرگمردان به رای خود هر آنچه میخواهد نمییابد و میبیند.

آرد برزک  : دارایی با ارزشتر از اداره دارایی، نمی شناسم.

آرد برزک  : پیراهن هایمان چه بخواهیم و یا نخواهیم بر گهنه خواهند شد.

آرد برزک  : توان آدمیان را، با ولتمتر نمی شود سنجید.

آرد برزک  : ریگهای ساحل رودخانه، همواره در پایپوش تو وارد میشوند پس بر آنجا راه نروید.

آرد برزک  : تنها مادر و پدر فرزند را بهترین میبینند.

آرد برزک  : پسوند ناک، ربطی به مارک Nike ندارد و صفت ساز است .

آرد برزک  : پرنده کوچک دلت در شان من تیست پس آزادش مکن من کرکسم با کرکسان میپرم.

آرد برزک  : پیشانی، اولین ناحیه بالای ابرو است.

آرد برزک  : پیران جهان دیده چون پیرگوشی دارند برای گفتگو صدای بلند می کنند پس از بلندی صدایشان نترس.

آرد برزک : به صدای بلند باد شکم پیران کلکل مکن، این بانگ نشانه قدرت نیست، بلکه نشانه ای از کاهش شنوایی آنهاست.

آرد برزک  : برای آنکه ریشی شوی ، نخست باید ژیلت را دشمن داری.

آرد برزک  : برای آنکه پرواز کنی ، احمق بلیط هواپیما بخر .

آرد برزک  : برای گردش دوروزه ، بنزین سه روزه همراه ببر ، و اگر توان رسیدن به سرعت مورد نظر دور موتور را دو هزار می بینی دنده سنگین بکش و با دور سه هزار گاز بده ، چرا که شتاب در هنگام رانندگی نباید کم شود .

آرد برزک  : چو گرمای تن مردان کهن به آسمان پر کشید پیکری سرد بر جای میماند، که کاربردش چونان یحچال می نمایید.

آرد برزک : اگر برای رسیدن به خواهشها و آرزوهای خویش راستگویی پیشه کنیم ، پس از چندی آرزوهایمان را بر باد خواهیم داد که دیگر دستمان بدانها نمی رسد.

آرد برزک  : همیشه تنها درمان ذهن های پریشان ، روان پریشی است.

آرد برزک  : اگر برای رسیدن به خواهشها و آرزوهای خویش پاچه خواری پیشه کنیم، پس از چندی حود را ذر زیر آواری ار برآورده هایمان خواهیم دید که دیگر زورمان بدانها نمی رسد.

آرد برزک  : خرد، باید نخستین خرد آدمیان خرد. چرا که بی خرد، نخرد برای خود نخرد.

آرد برزک  : خودرای همیشه خودرایی تازه ی پیش رو دارد.

آرد برزک  : خواهش نمودن در هر آیین و نژادی به کوچک شدن خود ما خواهد انجامید.

آرد برزک  : خموشی ، گاهی است که سخن نگویی.

آرد برزک  : خشک سالی بزرگترین درد و رنج هر آدمی است.

آرد برزک  : خوشا احمد شاه مسعود و بی نظیر بوتو دگر نیستند تا راز دل بگوییند.

آرد برزک  : خودت را بشاش اما نه در مبال.

آرد برزک  : فرزانگان گاهی برای اطمینان دو(2) پایجامه روی هم میپوشند، به هنگام سرما و هنگام عبور از قزوین.

آرد برزک  : خواهش مراد از فریده ورپریدگیست، و خواهش فریده از مراد ، بوق زدن با ماشین مراد برقی است.