سخنرانی باراک اوباما به مناسبت پیروزی در انتخابات
| ' | سخنرانی پیروزی باراک اوباما در شیگاگو (۲۰۰۸) از باراک اوباما |
' |
| باراک اوباما در ۴ نوامبر ۲۹۹۸ در پارک گرانت شیکاگو به ایراد این سخنرانی پرداخت. |
سلام، شیکاگو.
اگر هنوز کسانی هستند که تردید دارند آمریکا مکانی است که در آن همه چیز امکان پذیر است، نمیدانند که آیا رؤیای بینانگذاران و پدران ما هنوز زندهاست یا نه، و هنوز قدرت دمکراسی ما را زیر سؤال میبرند، امشب پاسخی به آنهاست.
این پاسخی است که صفوفی که در اطراف مدارس و کلیساها در سراسر این کشور بسته شد، داد. صفوف انبوه مردمی که سه چهار ساعت در انتظار ایستادند، بسیاری برای نخستین بار در زندگیشان رأی میدادند، زیرا باور داشتند که این بار باید متفاوت باشد، و صداهای آنها میتواند این تفاوت را نشان دهد.
این پاسخی است که جوان و پیر، غنی و فقیر، دموکرات و جمهوریخواه، سیاه، سفید، اسپانیایی تبار، آسیایی، آمریکایی بومی، همجنسگرا، غیر آن، معلول و سالم، میدهند. آمریکاییانی که به جهان پیام دادند ما هرگز فقط مجموعهای از افراد یا ایالتهای قرمز و آبی نبودهایم. ما ایالات متحدهٔ آمریکا هستیم، و همیشه چنین خواهیم بود.
این پاسخی است که موجب شد کسانی که سالها بسیاری به آنها گفته بودند نسبت به آنچه ما میتوانیم بدست آوریم مشکوک و در هراس باشند، دستهایشان را در کمان تاریخ بگذارند و آن را بار دیگر به سوی امید روزی بهتر خم کنند.
بسیار طول کشید، اما امشب، به دلیل آنچه ما در این تاریخ در این انتخابات، در این لحظهٔ تعیین کننده انجام دادیم، پرتو تغییر بر آمریکا تابیدهاست.
دقایقی پیشتر، من پیام بسیار خوشایندی از سناتور مک کین دریافت کردم. او در این کمپین مبارزهای طولانی و سخت انجام داد، و او حتی طولانیتر و سختتر برای کشوری که عاشق آن است جنگید. او به خاطر آمریکا فداکاریها و از خود گذشتگیهایی را که اکثر ما نمیتوانیم تصور کنیم، تحمل کردهاست. ما به خاطر خدمات این رهبر شجاع و فروتن، امروز در شرایطی بهتر قرار داریم.
من به ایشان و به فرماندار سارا پیلین به دلیل تمام آنچه بدست آوردهاند تبریک میگویم، و در انتظار هستم با آنها در ماههای آینده برای تجدید قولی که به ملت دادهایم کار کنم.
میخواهم از کسی که مرا در این سفر همراهی میکند سپاسگزاری کنم، مردی که از صمیم قلب مبارزه کرد، و از جانب مردان و زنانی سخن گفت که با او در خیابانهای اسکرانتون بزرگ شدند... و با آنها در ترنی که به سوی دلاور میرفت همسفر شد، جو بایدن، معاون برگزیدهٔ رئیس جمهوری.
و اگر حمایت بی دریغ بهترین دوستم در ۱۶ سال گذشته، شالودهٔ خانوادهٔ ما، عشق زندگیام، بانوی اول آیندهٔ آمریکا، میشل اوباما نمیبود، امشب این جا نبودم.
ساشا و مالیا... من بیشتر از آنچه بتوانید تصور کنید عاشقتان هستم. و شما سگ تولهٔ تازهای که با ما، به کاخ سفید جدید میآید، به دست آوردهاید.
و هر چند مادر بزرگم دیگر با ما نیست، میدانم او مراقب است، همراه با خانوادهای که مرا آنچه امروز هستم ساختند. امشب جایشان را خالی میبینم. میدانم که فراتر از اندازه به آنها مدیون هستم.
به خواهرانم مایا، آلما، تمام برادران و خواهرانم، از همهٔ شما به خاطر پشتیبانیهایتان سپاسگزارم.
و به دیوید پلوف، مدیر کمپین انتخاباتیام... قهرمان فروتن و گمنام این کمپین، که به گمان من، بهترین کمپین سیاسی را در تاریخ ایالات متحده آمریکا سازمان داد.
به مسئول استراتژیام، دیوید آکسلورد... که در هر گام در این راه شریکم بودهاست.
به بهترین تیم کمپین که تاکنون در تاریخ حرکتهای سیاسی به وجود آمدهاست... شما این موفقیت را موجب شدید، و من برای همیشه سپاسگزار فداکاریها و از خودگذشتگیهایتان خواهم بود.
اما بالاتر از همه، من هرگز از یاد نخواهم برد که این پیروزی به راستی به چه کسی تعلق دارد. متعلق به شماست. به شما تعلق دارد. من هرگز احتمالیترین کاندید برای این مقام نبودم. ما کار را با پول زیاد یا تأییدهای زیاد آغاز نکردیم. کمپین ما در تالارهای واشنگتن شکل نگرفت. در کوچه پس کوچههای دموین و اتاقهای نشیمن کنکورد و ایوانهای چارلستون آغاز شد. مردان و زنان کارگری که برای پرداخت ۵، ۱۰ و ۲۰ دلار، و کمک به مقصود، از پساندازهای کوچک خود برداشت کردند، آن را ساختند.
از جوانانی نیرو گرفت که افسانهٔ بیتفاوتی نسل خود را رد کردند... خانهها و خانوادههایشان را برای انجام کارهایی که پولی اندک و خواب کمتر به آنها پیشکش میکرد، ترک گفتند.
از مردمی نه چندان جوان قدرت گرفت که بیاعتنا به سرمای سخت و گرمای سوزنده بر درهای خانههای غریبهها میکوفتند، و از میلیونها آمریکایی که داوطلب شدند، سازمان دادند و ثابت کردند که بیش از دو قرن بعد اندیشه یک دولت مردمی، به وسیلهٔ مردم، و برای مردم، از روی زمین محو نشدهاست.
این، پیروزی ماست.
و من میدانم شما این کار را فقط برای برنده شدن در یک انتخابات، یا برای من، انجام ندادید. به این دلیل به آن پرداختید که عظمت کاری را که در پیش است درک میکنید. زیرا حتی در حالی که ما امشب جشن میگیریم، میدانیم چالشهایی که فردا به همراه میآورند، بزرگترین چالشهای دورهٔ زندگی ما هستند - دو جنگ، سیارهای که به خطر افتادهاست، بدترین بحران مالی در یک قرن.
حتی در حالی که ما امشب این جا ایستادهایم، میدانیم آمریکاییان شجاعی هستند که در صحراهای عراق و در کوهستانهای افغانستان بیدار میشوند تا جانشان را به خاطر ما به خطر بیاندازند.
مادران و پدرانی هستند که پس از به خواب رفتن فرزندانشان بیدار میمانند و نمیدانند چگونه وام خانههایشان را بپردازند یا صورتحسابهای پزشکان را پرداخت کنند یا پول کافی برای فرستادن فرزندشان به کالج پسانداز کنند.
انرژی جدیدی وجود دارد که باید مهار شود، مشاعل جدید باید ایجاد شوند، مدارس جدید باید ساخته شوند، تهدیدهایی که باید با آنها مقابله شود، اتحادیهها باید ترمیم شوند.
راهی طولانی در پیش است. صعود ما لغزنده خواهد بود. ممکن است در یک سال یا حتی در یک دوره به مقصد نرسیم. اما، آمریکا، من هرگز بیشتر از امشب به این که به آن جا خواهیم رسید امیدوار نبودهام. به شما قول میدهم. ما به عنوان یک ملت به آن جا خواهیم رسید.
شکستها و اشتباهات و لغزشهایی در آغاز کار وجود خواهد داشت. بسیاری با هر تصمیم یا سیاستی که من به عنوان رئیس جمهوری بگیرم و اتخاذ کنم موافق نخواهند بود. و ما میدانیم که دولت نمیتواند هر مشکلی را حل کند.
اما من همیشه با شما در مورد چالشهایی که با آن ها روبرو هستیم صادق خواهم بود. به حرفهایتان، به خصوص وقتی با یکدیگر موافق نیستیم، گوش خواهم داد. و، بالاتر از همه، از شما درخواست خواهم کرد به کار بازسازی این ملت بپیوندید، تنها راهی که برای ۲۲۱ سال در آمریکا انجام گرفتهاست - محله به محله، آجر روی آجر، با دستهای پینه بسته.
آنچه ۲۱ ماه پیش در ژرفای زمستان آغاز شد، نمیتواند در این شب پاییزی به پایان برسد. پیروزی به تنهایی تغییری که ما به دنبالش هستیم نیست. فقط فرصتی برای ماست که چنین تغییری را انجام دهیم. و اگر ما به راه گذشته باز گردیم، نمیتواند عملی شود. نمیتواند بدون شما، بدون یک روحیهٔ خدمت، و روحیهٔ از خود گذشتگی، اتفاق بیافتد.
بنابراین، بیایید روحیهٔ جدیدی از وطن پرستی و مسئولیت را فراهم آوریم، که در آن هرکدام از ما تصمیم بگیریم تلاش کنیم، سختتر بکوشیم و نه تنها مراقب خودمان بلکه یکدیگر باشیم.
به یاد بیاوریم که، اگر این بحران مالی درسی به ما آموخته باشد، این است که ما نمیتوانیم یک وال استریت شکوفا داشته باشیم، در حالی که مین استریت و تودههای مردم رنج میکشند.
در این کشور، ما به عنوان یک ملت، یک مردم، بر میخیزیم یا میافتیم. بیایید در برابر وسوسهٔ بازگشت به همان گرایشهای دو حزبی، حقیر و خام و نابالغی که سیاستهای ما را برای دورهای چنین طولانی مسموم کردهاست، ایستادگی کنیم.
به یاد بیاوریم که مردی از این ایالت بود که برای نخستین بار بیرق حزب جمهوریخواه را به کاخ سفید حمل کرد، حزبی که بر ارزشهای اتکا به خود و آزادی فردی و وحدت ملی استوار شد.
ما همه در این ارزشها سهیم هستیم. و هرچند حزب دموکرات امشب به پیروزی بزرگی دست یافتهاست، ما آن را با فروتنی و تصمیم به پر کردن شکافهایی که مانع پیشرفتمان بودهاست، جشن میگیریم.
آن گونه که لینکلن به ملتی که بیشتر از ملت ما گرفتار تفرقه بود گفت، ما دشمن نیستیم، دوستان یکدیگر هستیم. هرچند هیجان ممکن است مهار شده باشد، اما نباید رشتههای عاطفه و مهربانی را پاره کند.
و به آمریکاییانی که هنوز حمایت آنها را بدست نیاوردهام، میگویم من ممکن است امشب رأی شما را کسب نکرده باشم، اما صدایتان را میشنوم. به کمک شما نیاز دارم و من رئیس جمهور شما نیز خواهم بود.
و به تمام کسانی که امشب از ورای سواحل ما، از پارلمانها و کاخها، تماشا میکنند، و کسانی که در اطراف رادیوها در گوشههای دور افتاده و فراموش شدهٔ جهان جمع شدهاند، میگویم داستانهای ما فردی است، اما سرنوشتمان یکی است، و سحرگاه جدیدی از رهبری آمریکا طلوع میکند.
و به آن ها که میخواهند جهان را درهم بریزند میگویم: ما شما را شکست خواهیم داد. و به کسانی که در جستجوی صلح و امنیت هستند میگویم: ما از شما حمایت خواهیم کرد. و به تمام کسانی که نمیدانند آیا مشعل آمریکا هنوز روشن است یا نه میگویم: ما امشب بار دیگر ثابت کردیم که نیروی واقعی مردم ما نه از قدرت تسلیحات یا میزان ثروتمان، بلکه از قدرت پویای ایدهآلهای ما: دموکراسی، آزادی، فرصت و امید مایه میگیرد.
این نبوغ واقعی آمریکاست که آمریکا میتواند تغییر کند. ملت ما میتواند کامل باشد. آنچه ما تاکنون بدست آوردهایم ما را به آنچه میتوانیم و باید فردا بدست آوریم امیدوار میکند.
این انتخابات اولینها و داستانهای فراوانی داشت که برای نسلها نقل خواهد شد. اما داستانی که امشب در فکر من است در بارهٔ زنی است که در آتلانتا رأی داد. او مانند میلیونها نفر دیگری است که در صف ایستادند تا صدایشان در این انتخابات شنیده شود با یک استثنا: ان تیکسون کوپر ۱۰۶ سالهاست.
او درست یک نسل پس از بردگی متولد شد، زمانی که در جادهها، اتومبیل و در آسمانها هواپیما نبود. وقتی که کسی مانند او نمیتوانست به دو دلیل، زن بودن و رنگ پوستش، رأی بدهد. و امشب، من به تمام آنچه که او در یک قرن زندگی در آمریکا دیدهاست میاندیشم – درد و امید، پیکار و پیشرفت، زمانیهایی که به ما میگفتند نمیتوانید کار کنید، و مردمی که بر این پندار آمریکایی تأکید میگذاشتند: آری، ما میتوانیم.
در زمانی که صداهای زنان خاموش و امیدهایشان نادیده گرفته میشد، او زیست تا ببیند آنها بر میخیزند، صدایشان را بلند میکنند و خود را به صندوقهای رأی میرسانند. آری، ما میتوانیم.
وقتی خاکستر ناامیدی و افسردگی سراسر این سرزمین را پوشانده بود، او ملتی را دید با یک پیمان جدید، مشاغل جدید، و احساس تازهای از یک مقصود و آرمان مشترک. آری، ما میتوانیم.
وقتی بمبها بر بندر ما فرود میآمدند و دیکتاتوری و استبداد جهان را تهدید میکرد، او آن جا بود تا نسلی را که برای دستیابی به عظمت و قدرت سر بر میداشت و یک دموکراسی نجات پیدا میکرد شاهد باشد. آری، ما میتوانیم.
او آن جا بود، برای دیدن اتوبوسها در مونتگمری، لولههای آب در بیرمنگهام، پلی در سلما، و واعظی از آتلانتا که به مردم میگفت ما چیره خواهیم شد. آری، ما میتوانیم.
مردی در ماه فرود آمد، دیواری در برلین فرو ریخت، علم و قدرت تخیل ما مردم جهان را به یکدیگر ارتباط داد.
و امسال، در این انتخابات، او صفحهٔ مانیتوری را با انگشتش لمس کرد و رأی داد، زیرا پس از ۱۰۶ سال در آمریکا، و عبور از بهترین زمانها و تاریکترین ساعتها، او میداند آمریکا چگونه میتواند تغییر کند. آری، ما میتوانیم.
آمریکا، ما راهی دراز پیمودهایم. وقایع بسیاری دیدهایم. اما کارهای بسیار بیشتری باقی است. بنابراین امشب، از خودمان بپرسیم - اگر فرزندانمان باید بمانند تا قرن آینده را ببینند، اگر دخترانمان باید آن قدر خوشبخت باشند که به اندازهٔ ان نیکسون کوپر عمر کنند، چه تغییراتی خواهند دید؟ پیشرفتهای ما چه خواهد بود؟
این فرصتی است که ما پاسخ دهیم. این لحظهٔ ماست.
این زمان ماست، تا مردم خود را به کار باز گردانیم و درهای فرصت را بروی کودکانمان بگشاییم، رفاه و توانگری را تجدید کنیم و آرمان صلح را پیش ببریم، رؤیای آمریکا را باز ستانیم و بار دیگر بر این واقعیت اساسی تأکید بگذاریم که ما هر چند بسیار، یکی هستیم. که ما در حالی که نفس میکشیم، امیدوار هستیم، و هر جا با بدبینی و تردید و کسانی که به ما میگویند ما نمیتوانیم روبهرو میشویم، با همان عقیده و پندار بیزمان که روحیهٔ یک ملت را خلاصه میکند پاسخ خواهیم داد: آری، ما میتوانیم.
سپاسگزارم. خداوند یار و همراه شما، و ایالات متحدهٔ آمریکا باشد.
[ویرایش] منبع
| این اثر در ایالات متحده در مالکیت عموم است زیرا اثری از دولت فدرال ایالات متحده میباشد (اینجا را ببینید). |