توصیهنامه طاهر بن حسین
- طاهر ذوالیمینین- فرماندار سراسر ایران در اواخر قرن دوم هجری- توصیهنامهئی به پسر و جانشینش عبدالله نوشتهاست که بیانگر روحیة حکومتگرانِ ایرانی درعهد عباسی است.
- تمامی توصیهنامه را طبری (تاریخ طبری: ۵ / ۱۵۶- ۱۶۰) با استفاده از بایگانی دبیرخانه دربار خلافت عباسی نقل کردهاست.
تقوای خدای بیهمتا را پیشه کن؛ همواره اورا ناظر برکار خویش بدان و خوف اورا ازدل بیرون مکن و دست به کاری مزن که خشم خدا را به دنبال داشته باشد؛ و رعیتت را نگهبان باش. از امکانی که خدا به تو دادهاست برای زندگی اخرویت بهره بگیر، و چنان کن که خدا همواره پشتیبان تو باشد و روز قیامت تورا از کیفر و عذاب در امان بدارد. بدان که خدایتعالی تورا مکلف ساختهاست که با بندگانش به نیکی و دادگری رفتار کنی و حق و حدود ویرا در میانشان برقرار بداری، جان و مال وناموس رعیت ومرزهای کشور را به شایستگی پاسداری نمایی، راهها را برایشان پر امن بداری، و وسائل امنیت وآرامش وآسایش آنها را فراهم آوری. بدانکه خدایتعالی دربارة این امور ازتو بازخواست خواهد کرد و برای هرکاری که ازتو سرزده باشد، با کیفر یا پاداش او مواجه خواهی شد. فکر وخرد و دیده و دلت را براین کار بگمار، و مبادا که امور دنیایی ازاین راه بیرونت ببرد.
… … درهمة شئونت جانب انصاف و میانهروی را مراعات کن و بدان که هیچ چیزی بیش از انصاف وعدل نمیتواند منفعتانگیز و امنیتگستر و فضیلتسار باشد. میانهروی و انصاف است که راه درست را فرارو مینهد. یافتن راه درست نشانهٔ توفیق است؛ و توفیق به سعادت رهنمون میشود. میانهروی سبب استواری دین و سنتهای هدایتگر خواهد بود. در تمامی شئون دنیاییت میانهروی پیشه کن. از طلب آخرت و پاداش اخروی با کردار نیکو و سنتهای حسنه و یافتن راههای درست کوتاهی مورز؛ زیرا که اگر مقصود تو از کارهایت رضای خدا و قبول اولیای خدا باشد، هرچه برای نیکوکاری بکوشی کم کوشیدهای.
راستی در امور دنیا عزت میآورد ومانع ارتکاب معاصی میشود، وتورا درراه اصلاح امور یاری میرساند، وهیچ چیزی بهتر ارآن تورا و کارگزاران و رعایایت را به راه صلاح درنمیآورد. راستی پیشه کن و آنرا راهنمای خویش قرار بده، که به وسیلهٔ آن به مقصودت نائل خواهی شد و بر قدرتت افزوده خواهد گشت و خواص و عوام رعیتت به صلاح خواهند رسید.
همواره درهمة امورت خدا را درنظر داشته باش، و بکوش که هرکاری میکنی بخاطر رضای او باشد؛ که اگر چنین کنی رعیتت در اطاعت تو استوار خواهند ماند. در تمام امورت در تلاش یافتن وسیلهٔ رسیدن به خدا باش که به وسیلهٔ این است که نعمتهای برای تو پایدار خواهد بود.
هیچکدام از کارگزارانت را پیش ازآنکه یقین یابی که خطایی مرتکب شده ازکار برکنار مکن و بدان که بدگمانی و واردآوردن تهمت به بیگناهان از خطاهای بزرگ است. همواره نسبت به کارگزارانت خوشبین باش و بدگمانی به آنها را ازخودت دور کن؛ که اگر چنین کنی آنها یاوران تو خواهند بود. مبادا که شیطان تورا وسوسه کند که بر کارگزاران بیگناه خویش بدگمان شوی، و درنتیجه لذت زندگی را ازخود ودیگران دور سازی. خوشبینی باعث نیرومندی وآرامش است، و سبب میشود که محبت تو دردلها ریشه بدواند، وامور کشور به دلخواه تو به درستی پیش برود. ولی البته نباید که خوشبینی نسبت به کارگزاران مانع تحقیق و تفحص درامور ملک و ملت و نظارت بر کارکردهای متولیان امور و کنترل احوال رعیت باشد. چنان باش که نظارت مستقیم برکارهای اولیای امور و اطلاع ازاوضاع واحوال رعایا وکوشش در برآوردن خواستههای ملت، اولین وآخرین هم و غم تو باشد؛ زیرا که این شیوه دین را استوار و سنت را زنده نگاه میدارد.
درهمة این امور نیتت را صافی کن، همواره خویشتن را بر جادة صواب بدار، … … و فراموش مکن که هرچه در کشور اتفاق بیفتد، مسئولش دربرابر خدایتعالی توای. کارگزارانت را همواره بر دینداری و دادگری بدار؛ حدود خدایی را نسبت به کسانیکه مرتکب جرم وجنایت میشوند به درستی و در اندازة قدر و منزلت آنها و استحقاقشان اجرا کن، و همواره بکوش که مجازاتها با جرم وجنایات تناسب داشته باشد. از مجازات مستحق مجازات خودداری مورز و در آن سهلانگاری مکن؛ که اگر مجازات مستحق مجازات را از دست بنهی خوشبینی را ازتو خواهد گرفت.
برآن باش که در امورت از شیوههای پسندیده پیروی کنی و از شبهات و بدعتها دور بمانی؛ و اگر چنین باشی دینت درست و رادمردیت استوار خواهد ماند.
چون پیمانی ببندی برآن استوار بمان و به وعدههایت وفادار باش؛ دیدگانت را برعیبهای رعیتت ببند وهمواره اغماضگر باش؛ زبانت را ازدروغ و از زورگوئی بازدار و دروغگویان و بدگویان را ازخود دور کن وبدان که بزرگترین آسیبی که به کشورداری وارد میآید از دروغ و دروغگوپروری خواهد بود، زیرا که دروغ سرآمد همة رذیلتها است و به زورگوئی و دوزبانی میانجامد. کسیکه دوزبان باشد سالم درنخواهد رفت و کسی را برای خودش باقی نخواهد گذاشت؛ و کسیکه گوش به سخن دوزبانان بدارد امورش استوار نخواهد شد.
اهل صدق و صلاح را دوست داشته باش، بزرگان را همواره در راه حق یاری کن، ضعیفان را ازنظر دور مدار، ودرهمة اینها تنها خشنودی خدا وثواب اخروی را خواهان باش. همواره بکوش که دربرابر رعیتت نیکسیرت بمانی و از گرایشهای ناپسند و زورگوئی به دور باشی. دست بهکاری مزن که نظر مردم ازتو برگردد؛ با رعیت دادگری کن که دادگری آرامش وآسایش را برای رعیت به ارمغان خواهد آورد. وقتی خشم برتو مستولی شود خویشتندار باش و بردباری و وقار را ازدست منه؛ سختگیر و خودخواه ومغرور مباش. مبادا با خود بیندیشی که مسلطی وحق داری هرکاری بکنی؛ وبدان که چنین اندیشهئی دلیل بیتدبیری شخص و بیایمانی او به خدایتعالی است.
فراموش مکن که همهچیز ازآنِ خدا است، ملک را به هرکه خواهد دهد و ازهرکه خواهد ستانَد. آنچه سبب زوال قدرت میشود، کفران نعمت خدا و بیدادگری توسط کارگزاران است. اینها که اصحاب نعمتند و دستشان در امور حکومت گشادهاست اگر به نعمت خدا و احساس او کفر بورزند و بوسیلهٔ قدرتی که خدایتعالی به آنها دادهاست زیادهروی پیشه کنند خیلی زود نعمت خدا ازآنها برگرفته خواهد شد. برای جمع مال حریص مباش، و بکوش که گنجها وخزینههایت همیشه مالامال از نیکوکاری ودادگری وتقوا و اصلاح حال رعیت وآبادسازی باشد، و همواره گوشَت را بر روی فریادِ فریادخواهان باز نگاه دار. بدان که اموال با جمع شدن در خزانه ثمر ندهد بلکه ثمرش آنست که درراه اصلاح حال رعیت و مواظبت برحقوق آنها و برطرف کردن حاجتهایشان قرار بگیرد. گنج تو آن است که اموال را در راه خدمت به دین و دینداران صرف کنی. … اگر اصلاح حال رعیت و آبادسازی را وجهة همت خویشتن قرار دهی نعمت خدا برتو خواهد ماند، و خدایتعالی نعمت خویش را برتو افزون خواهد کرد، و درگرفتن مالیات مقرره ازملت نیز تواناتر خواهی ماند؛ زیرا که اگر گرفتن مالیات بخاطر آن باشد که رعیت مشمول احسان تو باشند همگان در فرمانبری ازتو و بر اجرای خواستههای تو خشنودی نشان خواهند داد. … … … … … … … … …
درهربخشی ازکشور بازرسِ امین و مورد اعتمادی بگمار که تورا از کارهای کارگزارانت بااطلاع بدارند و چنان شود که مانا خودت مستقیما ناظر کارهای هرکدام از کارگزاران هستی و همة اقداماتشان را زیر نظر داری. اگر خواستی که امری را به او واگذاری اول دربارة عاقبت آن امر اندیشه کن، و تا اطمینان نیابی که انجام آن کار به صلاح کشور وملت است دست به اجرایش مزن. از مشورت با اهل بصیرت نیز غافل مباش و بدان که چه بسا انسان تصمیمی بگیرد که خیال کند درست است ولی پیروی ازهوا باشد و اگر درعواقب آن نیندیشد نابودیش درآن خواهد بود. در هرکارت تدبیر و احتیاط را مراعات کن. هیچ کار مهمی را به فردا وامگذار، و بدان که فردا نیز کارهایی پیش خواهد آمد و آنگاه تو مجبوری دوکار مهم را یکجا انجام دهی.
همواره آزادگان و بزرگان را با خود بدار، و چون یقین یافتی که نسبت به تو یکرویاند وتورا دوست میدارند و درنصیحت ومشورت با تو همکاری میکنند، آنهارا برای مشاورت برگزین و به آنها نیکی کن. به بزرگانِ خاندانهای شریف که به حاجت افتادهاند سرکشی کن و بکوش که حاجتشان را برآورده سازی و اوضاعشان را اصلاح کنی. درکنار این، لحظهئی ازنظر درامر نیازمندان و فقیران و مسکینان وکسانیکه توانایی دادخواهی ندارند و سرکوفتگانی که نمیدانند حقشان را چگونه بستانند غفلت مورز، و برای اطلاع از حال اینها ورسیدگی به امورشان افراد شایسته و پارسا بگمار و به آنها بفرمای که حاجتهای آنان را به تو برسانند تا بتوانی به دادشان برسی. افراد بیدرآمد و یتیمان و بیوگان را دریاب و برایشان مقرری از بیتالمال تعیین کن، تا خدایتعالی زندگیشان را توسط تو اصلاح کند و برتو برکت و رحمت فرو بباراند. زیاندیدگان را از بیتالمال کمک کن، برای بیماران جایگاههای شایسته بساز و پزشکانی را به مداوای آنها بگمار وکسانی را به خدمتشان بدار که ازآنها مواظبت کنند تا بهبود یابند. … …
تا میتوانی راه رسیدن مردم به خودت را باز بگذار وآنها را با خوشروئی بپذیر و به نگهبانان بگو که با آنها خوشرو باشند، ودربرابر خواستههایشان بردبار باش. … …